داتا

از زیرساخت تا بینش

نگاه
هوشمند
به داده

راهکارهایی کاملاً داده‌محور برای تحول دیجیتال در سیستم بانک داری

نگاه
هوشمند به داده

راهکارهایی کاملاً داده‌محور برای تحول دیجیتال در سیستم بانک داری

حوزه‌های اصلی فعالیت داتا

استفاده از آخرین فناوری‌ها برای ارائه خدمات و توسعه محصول در زمینه علوم داده و هوش مصنوعی تدوین و عملیاتی کردن یک نقشه راه جامع و دقیق برای مدیریت داده در سطح سازمان جهت‌دهی و راهبری تمام فعالیت‌های مرتبط با داده و هوش مصنوعی در سطح سازمان و متناسب با استراتژی سازمان ایجاد بستر لازم برای نوآوری‌های داده‌محور ارتقا سواد داده و ترویج تفکر داده‌ای در سطح سازمان، با هدف تبدیل شدن به یک سازمان داده‌محور تبدیل شدن به بازوی تخصصی و نظارتی سازمان‌ها در حوزه داده و هوش مصنوعی

تولید و توسعه محصول

ساخت محصولات داده‌محور با تمرکز بر نیازهای صنعت مالی و بانکداری

زیرساخت و معماری داده

ساختاردهی، یکپارچه‌سازی و پیاده‌سازی زیرساخت‌های مقیاس‌پذیر داده

حاکمیت و مدیریت داده

هدایت سازمان‌ها در مسیر بلوغ داده، تحول و حکمرانی مؤثر داده

تحلیل داده، هوش مصنوعی

ایجاد مدل‌های تحلیلی، یادگیری ماشین و ابزارهای تصمیم‌سازی

چرا داتا

تخصص در صنعت مالی و بانکی

شرکت داتا با تمرکز خاص بر صنعت بانکداری و فین‌تک، راهکارهای فناوری‌محور و متناسب با نیازهای خاص این حوزه ارائه می‌دهد.

راهکارهای دقیق بومی بر پایه AI و داده

ما با توسعه راهکارهای بومی مبتنی بر هوش مصنوعی و داده‌کاوی، قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری سازمان‌ها را به سطح جدیدی می‌رسانیم.

اعتماد و امنیت

داتا با رعایت بالاترین استانداردهای امنیتی و حاکمیت داده، اعتماد مشتریان و سازمان‌ها را جلب کرده و امنیت تراکنش‌ها را تضمین می‌کند.

راهکارهای

داتا برای تحول در
صنعت بانکداری

پلتفرم کلان‌داده و دریاچه داده

برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

سیستم‌های توصیه‌گر

پپیشنهاددهی هوشمند محصولات بر اساس تحلیل رفتار مشتری؛ کمک به جذب، بازجذب و افزایش تعامل با مدل‌های Collaborative و Content-Based.

اعتبارسنجی هوشمند مشتریان
(Credit Scoring)

مدل‌های یادگیری ماشین برای ارزیابی ریسک اعتباری، پیش‌بینی نکول، شناسایی رفتار پرداخت و کاهش ریسک نقدینگی؛ قابل ارائه به‌صورت رتبه یا API.

چت‌بات هوشمند سازمانی

پاسخگویی خودکار مبتنی بر NLP، اتصال به بانک دانش، یادگیری تدریجی و پشتیبانی از تعاملات خدماتی برای کاهش بار مرکز تماس.

سامانه مدیریت ریسک (RMIS)

ابزار جامع شناسایی، ارزیابی و پایش ریسک در بانک‌ها؛ شامل تحلیل ریسک‌ها، اتصال ریسک به برنامه‌ها و اهداف، داشبوردهای مدیریتی و KPIهای ریسک.

سامانه پیگیری وصول مطالبات

بهبود مدیریت مطالبات با پایش عملکرد واحدها، تحلیل رفتار بازپرداخت مشتریان، مدیریت قوانین، گردش کار مکانیزه و گزارش‌های تحلیلی و نظارتی.

حاکمیت داده

ارائه راهکارهای جامع شامل مدل عملیاتی حاکمیت داده، واژه‌نامه کسب‌وکار، کاتالوگ داده و برنامه جامع کیفیت داده.

برگزیده‌ها

زیرساخت داده و هوش مصنوعی

پایگاه‌داده متمرکز و امن برای تغذیه مدل‌های هوش مصنوعی در مقیاس سازمانی.

پلتفرم هوش مصنوعی یکپارچه

بستر یکپارچه برای توسعه، استقرار و مدیریت مدل‌های یادگیری ماشین و عامل‌های هوشمند.

سرویس‌های هوشمند کاربردی

ارائه سرویس‌هایی مانند دستیارهای دیجیتال، بات‌های گفت‌وگویی، پیش‌بینی و اعتبارسنجی.

امنیت داده و حکمرانی هوشمند

رعایت اصول حریم خصوصی،
شفافیت و امنیت در استفاده از داده‌های بانکی.

توانمندسازی ارکنان بانک

آموزش، فرهنگ‌سازی و ایجاد بستر مشارکت در توسعه کاربردهای هوش مصنوعی

همکاری با فین‌تک‌ها و استارتاپ‌ها

ایجاد سندباکس نوآوری برای آزمودن راه‌حل‌ها با کمترین ریسک و بیشترین بهره‌وری.

برگزیده‌ها

تازه‌ها از دنیای داده و هوش مصنوعی

تازه‌ها از دنیای داده
و هوش مصنوعی

روتیتر را وارد کنید.

مردم واقعاً چطور از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند؛ نتایج شگفت‌انگیز از تحلیل ۱۰۰تریلیون توکن

در یک سال گذشته، مکرراً به ما گفته شده که هوش مصنوعی در حال ایجاد انقلابی در بهره‌وری است؛ کمک به نوشتن ایمیل‌ها، تولید کد و خلاصه‌سازی اسناد. اما اگر واقعیتِ نحوه استفاده مردم از هوش مصنوعی کاملاً متفاوت از آن چیزی باشد که به ما گفته‌اند چطور؟

یک مطالعه داده‌محور توسط OpenRouter با تحلیل بیش از ۱۰۰ تریلیون توکن که در واقع معادل میلیاردها مکالمه و تعامل با مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) مانند چت جی‌پی‌تی، کلاود و ده‌ها مدل دیگر است، پرده از نحوه استفاده واقعی از هوش مصنوعی در دنیای واقعی برداشته است. یافته‌های این تحقیق بسیاری از فرضیات درباره انقلاب هوش مصنوعی را به چالش می‌کشد.

اوپن‌روتر (OpenRouter) یک پلتفرم استنتاج هوش مصنوعی چندمدلی است که درخواست‌ها را بین بیش از ۳۰۰ مدل از ۶۰ ارائه‌دهنده مختلف، از اوپن‌ای‌آی و آنتروپیک گرفته تا جایگزین‌های متن‌باز مانند دیپ‌سیک و لاما، توزیع می‌کند.

باتوجه‌به اینکه بیش از ۵۰ درصد از استفاده این پلتفرم خارج از ایالات متحده است و به میلیون‌ها توسعه‌دهنده در سراسر جهان خدمات می‌دهد، این پلتفرم دیدگاهی ویژه از نحوه به‌کارگیری هوش مصنوعی در مناطق جغرافیایی مختلف، کاربردها و انواع کاربران ارائه می‌دهد.

نکته مهم این است که این مطالعه فراداده‌های میلیاردها تعامل را بدون دسترسی به متن اصلی مکالمات تحلیل کرده است تا حریم خصوصی کاربران حفظ شود و درعین‌حال الگوهای رفتاری آشکار شوند.

استفاده‌ای که کسی انتظارش را نداشت: «نقش‌آفرینی»

شاید تعجب‌برانگیزترین کشف این باشد: بیش از نیمی از استفاده مدل‌های هوش مصنوعی متن‌باز اصلاً برای بهره‌وری و کار نیست. بلکه برای نقش‌آفرینی (Roleplay) و داستان‌سرایی خلاقانه است.

بله درست خواندید. درحالی‌که مدیران فناوری از پتانسیل هوش مصنوعی برای متحول کردن کسب‌وکارها دم می‌زنند، کاربران اکثر وقت خود را صرف مکالمات شخصیت‌محور، داستان‌های تعاملی و سناریوهای بازی‌گونه می‌کنند. حداقل در استفاده از مدل‌های اوپن سورس.

بیش از ۵۰ درصد از تعاملات با مدل‌های متن‌باز در این دسته‌بندی قرار می‌گیرد که حتی از کمک به برنامه‌نویسی هم پیشی گرفته است.

در این گزارش آمده است: «این موضوع فرضیه‌ای را که می‌گوید LLMها عمدتاً برای نوشتن کد، ایمیل یا خلاصه‌کردن استفاده می‌شوند، رد می‌کند. در واقعیت، بسیاری از کاربران برای هم‌نشینی (Companionship) یا اکتشاف با این مدل‌ها تعامل دارند.»

این فقط یک چت معمولی نیست. داده‌ها نشان می‌دهند که کاربران با مدل‌های هوش مصنوعی به‌عنوان موتورهای ساختاریافته نقش‌آفرینی رفتار می‌کنند؛ به‌طوری‌که ۶۰ درصد از توکن‌های نقش‌آفرینی در سناریوهای خاص بازی و زمینه‌های نوشتاری خلاقانه قرار می‌گیرند. این یک مورداستفاده عظیم و عمدتاً نامرئی است که در حال تغییر نحوه تفکر شرکت‌های هوش مصنوعی درباره محصولاتشان است.

رشد برق‌آسای برنامه‌نویسی

درحالی‌که نقش‌آفرینی بر استفاده از مدل‌های متن‌باز تسلط دارد، برنامه‌نویسی سریع‌ترین رشد را در بین تمام دسته‌بندی‌های مدل‌های هوش مصنوعی داشته است. در ابتدای سال ۲۰۲۵، درخواست‌های مرتبط با کدنویسی تنها ۱۱ درصد از کل استفاده هوش مصنوعی را تشکیل می‌دادند. تا پایان سال، این رقم به بیش از ۵۰ درصد افزایش یافت.

این رشد نشان‌دهنده ادغام عمیق‌تر هوش مصنوعی در توسعه نرم‌افزار است. میانگین طول پرامپت‌ها برای وظایف برنامه‌نویسی چهار برابر شده و از حدود ۱۵۰۰ توکن به بیش از ۶۰۰۰ توکن رسیده است؛ برخی درخواست‌های مرتبط با کد حتی از ۲۰,۰۰۰ توکن فراتر می‌روند که تقریباً معادل واردکردن کل کدهای یک پروژه به مدل برای تحلیل است.

برای درک بهتر، درخواست‌های برنامه‌نویسی اکنون برخی از طولانی‌ترین و پیچیده‌ترین تعاملات را در کل اکوسیستم هوش مصنوعی ایجاد می‌کنند. توسعه‌دهندگان دیگر فقط تکه کدهای ساده نمی‌خواهند؛ آن‌ها جلسات پیچیده دیباگ، بررسی معماری و حل مسائل چندمرحله‌ای انجام می‌دهند.

مدل‌های کلاود شرکت آنتروپیک بر این فضا تسلط دارند و بیش از ۶۰ درصد از استفاده‌های مرتبط با برنامه‌نویسی را در بیشتر سال ۲۰۲۵ به خود اختصاص داده‌اند، هرچند رقابت با پیشرفت گوگل، اوپن‌ای‌آی و جایگزین‌های متن‌باز در حال شدیدتر شدن است.

خیزش هوش مصنوعی چینی

یک افشاگری بزرگ دیگر: مدل‌های هوش مصنوعی چینی اکنون حدود ۳۰ درصد از استفاده جهانی را تشکیل می‌دهند؛ تقریباً سه برابر سهم ۱۳ درصدی آن‌ها در ابتدای سال ۲۰۲۵.

مدل‌هایی از دیپ‌سیک، Qwen (علی‌بابا) و Moonshot AI به‌سرعت محبوبیت یافته‌اند؛ به‌طوری‌که دیپ‌سیک به‌تنهایی در طول دوره مطالعه ۱۴.۳۷ تریلیون توکن پردازش کرده است. این نشان‌دهنده تغییری بنیادین در چشم‌انداز جهانی هوش مصنوعی است، جایی که شرکت‌های غربی دیگر تسلط بلامنازع ندارند.

سهم زبان‌ها بر اساس پرامپت‌های نوشته شده
سهم توکن‌ها (%)زبان
۸۲.۸۷انگلیسی
۴.۹۵چینی (ساده شده)
۲.۴۷روسی
۱.۴۳اسپانیایی
۱.۰۳تایلندی
۷.۲۵دیگر زبان‌ها

زبان چینی ساده‌شده (Simplified Chinese) اکنون دومین زبان رایج برای تعاملات هوش مصنوعی در سطح جهان با ۵ درصد از کل استفاده است (پس از انگلیسی با ۸۳ درصد). سهم کلی آسیا از هزینه‌های هوش مصنوعی بیش از دوبرابر شده و از ۱۳ درصد به ۳۱ درصد رسیده است و سنگاپور پس از ایالات متحده به‌عنوان دومین کشور بزرگ از نظر میزان استفاده ظاهر شده است.

ظهور هوش مصنوعی «عاملی» 

این مطالعه مفهومی را معرفی می‌کند که فاز بعدی هوش مصنوعی را تعریف خواهد کرد: استنتاج عاملی (Agentic inference). این بدان معناست که مدل‌های هوش مصنوعی دیگر فقط به سؤالات تکی پاسخ نمی‌دهند، بلکه وظایف چندمرحله‌ای را اجرا می‌کنند، ابزارهای خارجی را فراخوانی می‌کنند و در طول مکالمات طولانی استدلال می‌کنند.

سهم تعاملات هوش مصنوعی که به‌عنوان «بهینه‌شده برای استدلال» طبقه‌بندی می‌شوند، از نزدیک به صفر در اوایل ۲۰۲۵ به بیش از ۵۰ درصد در پایان سال جهش پیدا کرد. این نشان‌دهنده تغییری اساسی از هوش مصنوعی به‌عنوان یک تولیدکننده متن به هوش مصنوعی به‌عنوان یک «عامل خودمختار» باقابلیت برنامه‌ریزی و اجرا است.

محققان توضیح می‌دهند: «درخواست میانه (Median) از یک LLM دیگر یک سؤال ساده یا دستور ایزوله نیست. در عوض، بخشی از یک حلقه ساختاریافته و عامل‌گونه است که ابزارهای خارجی را فراخوانی می‌کند، روی وضعیت استدلال می‌کند و در بسترهای طولانی‌تر تداوم می‌یابد.»

به این صورت فکر کنید: به‌جای اینکه از هوش مصنوعی بخواهید «یک تابع بنویس»، اکنون از آن می‌خواهید «این پایگاه کد را دیباگ کن، گلوگاه عملکردی را شناسایی کن و راهکار را پیاده‌سازی کن» و واقعاً می‌تواند این کار را انجام دهد.

اثر «کفش شیشه‌ای» سیندرلا

یکی از جذاب‌ترین بینش‌های این مطالعه مربوط به حفظ کاربر است. محققان پدیده‌ای را کشف کردند که آن را اثر سیندرلا یا «کفش شیشه‌ای» می‌نامند. پدیده‌ای که در آن مدل‌های هوش مصنوعی که «اولین حل‌کننده» یک مشکل حیاتی هستند، وفاداری پایدار در کاربر ایجاد می‌کنند.

وقتی یک مدلِ تازه منتشر شده کاملاً با یک نیاز برآورده نشده مطابقت پیدا می‌کند، همان «کفش شیشه‌ای» استعاری، آن کاربران اولیه بسیار طولانی‌تر از پذیرندگان بعدی به آن مدل وفادار می‌مانند. برای مثال، گروه کاربران (Cohort) ژوئن ۲۰۲۵ مدل Gemini 2.5 Pro گوگل، حدود ۴۰ درصد از کاربران خود را در ماه بعد هم حفظ کردند که به طور قابل‌توجهی بالاتر از گروه‌های بعدی بود.

این موضوع تصور متعارف درباره رقابت هوش مصنوعی را به چالش می‌کشد. «اولین بودن» مهم است، اما به طور خاص، اولین بودن در «حل یک مشکلِ باارزش»، یک مزیت رقابتی بادوام ایجاد می‌کند. کاربران این مدل‌ها را در جریان کاری خود جای می‌دهند و تغییردادن آن را هم از نظر فنی و هم رفتاری پرهزینه می‌کنند.

هزینه آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید مهم نیست

شاید برخلاف انتظار، یافته‌های این پژوهش، نشان می‌دهد که میزان مصرف هوش مصنوعی وابستگی کمی به قیمت دارد؛ به‌طوری‌که با ۱۰ درصد ارزان‌تر شدن خدمات، استفاده از آن‌ها تنها حدود ۰.۵ تا ۰.۷ درصد رشد می‌کند.

مدل‌های ممتاز (Premium) از آنتروپیک و اوپن‌ای‌آی با قیمت ۲ تا ۳۵ دلار به‌ازای هر میلیون توکن همچنان استفاده بالایی دارند، درحالی‌که گزینه‌های ارزان‌قیمت مانند دیپ‌سیک و Gemini Flash گوگل با مقیاسی مشابه و قیمت کمتر از ۰.۴۰ دلار به‌ازای هر میلیون توکن عمل می‌کنند. هر دو گروه با موفقیت هم‌زیستی دارند.

گزارش نتیجه‌گیری می‌کند: «به نظر می‌رسد بازار LLM هنوز مانند یک کالای مصرفی عمومی (Commodity) رفتار نمی‌کند. کاربران هزینه را با کیفیت استدلال، قابلیت اطمینان و وسعت توانایی‌ها می‌سنجند.»

این بدان معناست که هوش مصنوعی حداقل فعلاً به رقابتی برای رسیدن به پایین‌ترین قیمت وارد نشده است. کیفیت، قابلیت اطمینان و توانایی همچنان ارزش پرداخت هزینه بیشتر را دارند.

معنای این برای آینده چه معنایی دارد

مطالعه OpenRouter تصویری از استفاده واقعی هوش مصنوعی ترسیم می‌کند که بسیار پیچیده‌تر و دقیق‌تر از روایت‌های صنعت است. بله، هوش مصنوعی در حال تغییر برنامه‌نویسی و کارهای حرفه‌ای است. اما همچنین از طریق نقش‌آفرینی و کاربردهای خلاقانه، دسته‌بندی‌های کاملاً جدیدی از تعامل انسان و کامپیوتر ایجاد می‌کند.

بازار از نظر جغرافیایی در حال تنوع است و چین به‌عنوان یک نیروی اصلی در حال ظهور است. فناوری از تولید متن ساده به استدلال پیچیده و چندمرحله‌ای در حال تکامل است. و وفاداری کاربر کمتر به اولین بودن در بازار بستگی دارد و بیشتر به اولین بودن در حل واقعی یک مشکل وابسته است.

همان‌طور که گزارش اشاره می‌کند: «روش‌هایی که مردم از LLMها استفاده می‌کنند همیشه با انتظارات همسو نیست و از کشوری به کشور دیگر، ایالتی به ایالت دیگر و موردی به مورد دیگر به طور قابل‌توجهی متفاوت است.»

درک این الگوهای دنیای واقعی، نه فقط نمرات بنچمارک یا ادعاهای بازاریابی، برای ادغام بیشتر هوش مصنوعی در زندگی روزمره حیاتی خواهد بود. شکاف بین اینکه ما فکر می‌کنیم هوش مصنوعی چگونه استفاده می‌شود و اینکه واقعاً چگونه استفاده می‌شود، عمیق‌تر از آن است که اکثر مردم تصور می‌کنند. این مطالعه به پر کردن این شکاف کمک می‌کند.

منبع: State of AI | OpenRouter

روتیتر را وارد کنید.

به‌روزرسانی MCP چگونه امنیت را همزمان با مقیاس‌پذیری زیرساخت تقویت می‌کند؟

آخرین به‌روزرسانی در استاندارد MCP با ایجاد لایه‌های امنیتی قوی‌تر، زیرساخت سازمانی را مقاوم‌تر کرده و باعث می‌شود عامل‌های هوش مصنوعی از «مرحله آزمایشی» به «مرحله بهره‌برداری واقعی» برسند.

طی یک سال از ایجاد این پروژه متن‌باز توسط آنتروپیک، نسخه تازه‌ای از این استاندارد منتشر شد؛ نسخه‌ای که مستقیما به سراغ گره‌هایی می‌رود که عامل‌های مولد را در وضعیت آزمایشی نگه می‌داشت. این به‌روزرسانی که با حمایت AWS، مایکروسافت و گوگل‌کلاد توسعه یافته، از گردش‌کارهای طولانی‌مدت پشتیبانی می‌کند و کنترل‌های امنیتی سخت‌گیرانه‌تری ارائه می‌دهد.

به این ترتیب بازار از یکپارچه‌سازی‌های شکننده و سفارشی فاصله می‌گیرد و این برای سازمان‌ها فرصتی است تا عامل‌های هوش مصنوعی را بدون ایجاد هزینه فنی بزرگ، روی مخازن داده سازمانی مستقر کنند.

MCP از یک کنجکاوی به زیرساختی عملیاتی تبدیل می‌شود

روایت حالا از «چت‌بات‌های آزمایشی» به «یکپارچه‌سازی‌های ساختاری» تغییر کرده است. از سپتامبر تاکنون، رجیستری MCP بیش از ۴۰۷ درصد رشد داشته و اکنون تقریباً دو هزار سرور را شامل می‌شود.

ساتیاجیت موندکال، مدیر ارشد فناوری در Hexaware، می‌گوید: «یک سال پس از معرفی Model Context Protocol توسط آنتروپیک، MCP از یک ابزار آزمایشی توسعه‌دهندگان به روشی عملی برای اتصال AI به سیستم‌هایی که کار و داده در آن‌ها جریان دارد تبدیل شده است.»

مایکروسافت هم با افزودن پشتیبانی محلی MCP به ویندوز ۱۱ این تغییر را تأیید کرده و استاندارد را مستقیماً به لایه سیستم‌عامل منتقل کرده است.

این استانداردسازی نرم‌افزاری هم‌زمان با یک توسعه سخت‌افزاری فزاینده در حال وقوع است. موندکال به «بی‌سابقه بودن توسعه زیرساخت» اشاره می‌کند و از برنامه چندگیگاواتی اوپن‌ای‌آی به نام Stargate یاد می‌کند. او می‌گوید این‌ها نشانه‌های روشنی است که هم توانایی‌های AI و هم داده‌های موردنیاز آن، با سرعت زیادی در حال مقیاس گرفتن هستند.

MCP نقش لوله‌کشی این منابع عظیم محاسباتی را بازی می‌کند؛ و همان‌طور که موندکال می‌گوید: «هوش مصنوعی فقط به‌اندازه داده‌ای مفید است که بتواند به‌صورت امن به آن دسترسی داشته باشد.»

تا امروز، اتصال یک LLM به یک پایگاه‌داده اغلب بی‌درنگ و کوتاه‌مدت بود. این برای یک چت‌بات که وضعیت هوا را چک می‌کند مناسب است؛ اما برای مهاجرت یک کدبیس یا تحلیل پرونده‌های سلامت کار نمی‌کند.

قابلیت جدید «Tasks» در SEP-1686 (یکی از به روزرسانی‌های MCP) این وضعیت را تغییر می‌دهد. این قابلیت یک روش استاندارد برای رهگیری کار در اختیار سرورها قرار می‌دهد؛ طوری که کلاینت‌ها می‌توانند وضعیت را چک کنند یا اگر مشکلی پیش آمد، کار را لغو کنند. تیم‌های عملیاتی که زیرساخت را خودکارسازی می‌کنند، به عامل‌هایی نیاز دارند که بتوانند ساعت‌ها بدون Timeout شدن اجرا شوند. پشتیبانی از وضعیت‌هایی مثل working یا input_required بالاخره تاب‌آوری را به گردش‌کارهای عامل‌محور اضافه می‌کند.

به‌روزرسانی استاندارد MCP امنیت را بهبود می‌دهد

برای مدیران امنیت، عامل‌های هوش مصنوعی اغلب شبیه سطح حمله‌ای بزرگ و خارج از کنترل به نظر می‌رسند. این خطرات کاملاً واقعی‌اند؛ «پژوهشگران امنیت سایبری تا میانه سال ۲۰۲۵ حدود ۱۸۰۰ سرور MCP را پیدا کردند که به‌صورت عمومی در اینترنت قرار داشتند»؛ رقمی که نشان می‌دهد استفاده سازمانی از آن بسیار گسترده شده است.

موندکال هشدار می‌دهد که «اگر پروتکل مدل زمینه بد اجرا شود، MCP تبدیل به پراکندگی یکپارچه‌سازی و سطح حمله بزرگ‌تر می‌شود.»

برای حل این مشکل، نگهدارندگان پروژه سراغ اصطکاک موجود در Dynamic Client Registration رفتند. راهکار جدید، «ثبت‌نام بر اساس URL» در SEP-991 است؛ روشی که در آن کلاینت‌ها با ارائه یک شناسه یکتا که به یک سند متادیتای خودمدیریتی اشاره دارد، روند اداری پیچیده را کاهش می‌دهند.

قابلیت «URL Mode Elicitation» در SEP-1036 نیز اضافه شده است. این قابلیت به یک سرور – مثلاً سروری که پرداخت‌ها را مدیریت می‌کند – اجازه می‌دهد کاربر را برای دریافت اطلاعات حساس به یک پنجره مرورگر امن منتقل کند. عامل هرگز رمز را نمی‌بیند؛ فقط توکن را دریافت می‌کند. این کار، جداسازی کامل اطلاعات محرمانه را ممکن می‌کند که برای تطابق با استاندارد PCI غیرقابل مذاکره است.

هریش پری، معاون ارشد در Okta، باور دارد این ویژگی‌ها «نظارت و کنترل دسترسی لازم برای ساخت یک اکوسیستم امن و باز برای AI» را فراهم می‌کنند.

ویژگی دیگری که کمتر توجه گرفته، «Sampling with Tools» در SEP-1577 است. سرورها پیش‌تر فقط داده را واکشی می‌کردند؛ اما اکنون می‌توانند با استفاده از توکن کلاینت، چرخه‌های مستقل اجرا کنند. مثلاً یک «سرور تحقیق» می‌تواند زیرعامل‌هایی ایجاد کند تا اسناد را جستجو کنند و گزارشی بسازند؛ بدون نیاز به کدنویسی سفارشی در سمت کلاینت. این قابلیت، استدلال را به داده نزدیک‌تر می‌کند.

بااین‌حال، ساخت این اتصال‌ها فقط قدم اول است. مایور اوپادهیایا، مدیرعامل APIContext، می‌گوید: «سال اول پذیرش MCP نشان داد که هوش مصنوعی سازمانی با بازنویسی شروع نمی‌شود؛ با افشا و قابل‌دسترسی کردن شروع می‌شود.»

اما چالش بعدی، «قابلیت مشاهده» است. اوپادهیایا توضیح می‌دهد: «موج بعدی درباره مشاهده‌پذیری است؛ سازمان‌ها باید uptime سرورهای MCP و جریان احراز هویت را با همان جدیتی پایش کنند که امروز APIها را پایش می‌کنند.»

نقشه راه MCP نیز همین را نشان می‌دهد؛ به‌روزرسانی‌هایی در مسیر «قابلیت اطمینان و مشاهده‌پذیری» اضافه می‌شود تا اشکال‌زدایی آسان‌تر شود. اگر MCP را «نصب کن و فراموش کن» فرض کنید، خودتان را به دردسر انداخته‌اید. موندکال هم تأیید می‌کند که درس سال اول، «جفت‌کردن MCP با هویت قوی، RBAC و ابزارهای مشاهده‌پذیری از همان روز اول» است.

صف طولانی شرکت‌های بزرگ که MCP را برای زیرساخت خود پذیرفته‌اند

یک پروتکل به‌اندازه کاربرانش ارزش دارد. فقط در یک سال، تعداد سرورهای MCP تقریباً به دو هزار رسید. مایکروسافت از آن برای اتصال گیت‌هاب،  آژر و M365 استفاده می‌کند. AWS آن را به Bedrock اضافه کرده و گوگل کلاد هم در سراسر جمینای از آن پشتیبانی می‌کند.

این کار، وابستگی به فروشنده را کاهش می‌دهد. یک کانکتور Postgres که برای MCP ساخته شده، به‌صورت نظری باید بدون بازنویسی روی جمینای، چت‌جی‌پی‌تی یا یک عامل داخلی مبتنی بر آنتروپیک کار کند.

مرحله «لوله‌کشی» در AI مولد در حال تثبیت است؛ و استانداردهای باز در موضوع اتصال‌پذیری برنده شده‌اند. رهبران فناوری باید APIهای داخلی را از نظر سازگاری با MCP بررسی کنند؛ با تمرکز بر قابل‌نمایش کردن و قابل‌دسترسی کردن، نه بازنویسی کامل. همچنین باید مطمئن شوند که ثبت‌نام جدید مبتنی بر URL با چارچوب‌های موجود مدیریت دسترسی و هویت (IAM) هماهنگ است.

هم‌زمان، لازم است پروتکل‌های پایش از همین امروز مستقر شوند. این به‌روزرسانی MCP با زیرساخت فعلی سازگار است؛ اما قابلیت‌های جدید تنها مسیری هستند که عامل‌ها را وارد گردش کارهای حساس و مقرراتی می‌کنند و امنیت را تضمین خواهند کرد.

منبع: AINEWS

the blob

روتیتر را وارد کنید.

تنها یک شرکت هوش مصنوعی وجود دارد: «توده»

نویسنده: استیون لیوی

درحالی‌که انویدیا، اوپن‌ای‌آی، گوگل و مایکروسافت شراکت‌ها و قراردادهایی با هم منعقد می‌کنند، صنعت هوش مصنوعی بیشتر شبیه یک ماشین واحدِ به‌هم‌پیوسته به نظر می‌رسد. این برای ما چه معنایی دارد؟

همه چیز، مانند بسیاری از اتفاقات دیگر، با ایلان ماسک آغاز شد. در اوایل دهه ۲۰۱۰، او دریافت که هوش مصنوعی در مسیری قرار دارد که شاید به قدرتمندترین فناوری تمام دوران تبدیل شود. اما او بدگمانی عمیقی داشت که اگر این فناوری تحت کنترل نیروهای قدرتمندِ سودمحور درآید، بشریت رنج خواهد برد. ماسک یکی از سرمایه‌گذاران اولیه «دیپ‌مایند» بود. آزمایشگاهی مستقر در انگلستان که به دنبال هوش مصنوعی عمومی (AGI) از دیگران جلوتر بود. پس از خرید دیپ‌مایند توسط گوگل در سال ۲۰۱۴، ماسک رابطه خود را با این سازمان تحقیقاتی قطع کرد. او احساس می‌کرد ایجاد یک نیروی متقابل که انگیزه‌اش منافع انسانی باشد و نه سود، امری ضروری است؛ بنابراین به ایجاد OpenAI کمک کرد. زمانی که در مراسم رونمایی این شرکت در سال ۲۰۱۵ با ماسک و سم آلتمن مصاحبه کردم، آن‌ها قاطعانه اصرار داشتند که سود سهام‌داران عاملی در تصمیم‌گیری‌هایشان نخواهد بود.

به زمان حال بیاییم. ارزش اوپن‌ای‌آی نیم تریلیون دلار، یا شاید ۷۵۰ میلیارد دلار است و بخش انتفاعی آن به یک «شرکت عام‌المنفعه» تبدیل شده است. ماسک، ثروتمندترین انسان جهان، شرکت هوش مصنوعی انتفاعی خود، xAI را اداره می‌کند. این هم از عاقبت رؤیای آزمایشگاه‌های غیرانتفاعی که قرار بود پیشرو باشند. اما حتی بدبینِ‌ترین پیشگوهای یک دهه پیش هم احتمالاً تصور نمی‌کردند که هوش مصنوعی پیشرفته توسط یک هیولای واحد، درهم‌تنیده و پول‌پرست کنترل شود.

این چیزی است که امروز با آن روبرو هستیم. نگران‌کننده‌تر اینکه، این مجتمعِ به‌هم‌پیوسته تا حدی توسط قدرت‌هایی بزرگ تأمین مالی می‌شود و تحت حمایت دولت ایالات متحده است که به نظر می‌رسد «پیروزی» را بر «ایمنی» اولویت می‌دهد. این مجموعه پر زرق‌وبرق و پیچیده از شراکت‌ها، ادغام‌ها، توافقات مالی، ابتکارات دولتی و سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک، سرنوشت تقریباً هر بازیگر بزرگی در سپهر هوش مصنوعی را به هم پیوند می‌دهد. من این موجودیت را «توده» (The Blob) می‌نامم.

جعبه سیاه «توده»

توصیف کامل اتصالات درهم‌تنیده این موجودیت‌ها فراتر از محدودیت کلمات من در اینجا خواهد بود. حتی تهیه یک لیست خلاصه نیز مستلزم استفاده از – درست حدس زدید – هوش مصنوعی است. خواننده عزیز، اعتراف می‌کنم: من به سراغ GPT-5 رفتم تا برای درک تصویر کامل به من کمک کند. نوشتم: «سرم دارد گیج می‌رود» و غرورم را زیر پا گذاشتم تا از این «طوطی تصادفیِ ازخودراضی» لیست جامعی از معاملات ابری، سرمایه‌گذاری‌ها، مشارکت‌ها و توافقات دولتی بخواهم. دو دقیقه و ۳۵ ثانیه طول کشید تا این مدل زبانی بزرگ (LLM) که معمولاً سریع است، با پاسخ‌هایی بازگردد. ربات که همیشه چاپلوس است، گفت: «اشتباه نمی‌کنی که سرگیجه‌آور است. این اساساً یک ماشینِ عظیم و دایره‌وارِ پول و پردازش است.»

یادداشت به GPT: تو اجازه نداری متنِ این مقاله را بنویسی. اظهارنظر را به من بسپار.

به‌هرحال وقتی نظریه‌پردازی‌اش تمام شد، GPT-5 شروع کرد به تولید چندین هزار کلمه، همراه با نمودارهای جریان، فلش‌ها و ارجاعات متقابل به ده‌ها توافقِ یا به‌عبارت‌دیگر نان به هم قرض‌دادن؛ مانند ابتکار نمادین «استارگیت» (Stargate) که اوپن‌ای‌آی، اوراکل، انویدیا، سافت‌بانک و یک شرکت سرمایه‌گذاری ابوظبی را با حمایت دولت ایالات متحده به هم متصل می‌کند.

این هفته نمونه‌ای تازه‌تر ارائه شد: یک معامله پیچیده شامل انویدیا، مایکروسافت و آنتروپیک.

بیانیه مطبوعاتی مایکروسافت آن را در سه خط خلاصه می‌کند، مانند یک شعرِ سطح پایین به سبک آلن گینزبرگ: «آنتروپیک مدل Claude را روی آژر (Azure) مقیاس‌دهی می‌کند. آنتروپیک معماری انویدیا را اتخاذ می‌کند. انویدیا و مایکروسافت در آنتروپیک سرمایه‌گذاری می‌کنند.»

این معامله نشانه‌هایی از «توافق دایره‌ای» دارد که در آن پول بین شرکت‌ها ردوبدل می‌شود پیش از آنکه پای حتی یک مشتری در میان باشد. مایکروسافت حداقل ۵ میلیارد دلار در آنتروپیک سرمایه‌گذاری می‌کند (رقیب مستقیمِ شریک کلیدی خود) و اوپن‌ای‌آی و آنتروپیک متعهد شده‌اند که ۳۰ میلیارد دلار توان محاسباتی (Compute) از فضای ابری مایکروسافت خریداری کند. در همین حال، انویدیا در آنتروپیک سرمایه‌گذاری می‌کند و آنتروپیک متعهد می‌شود فناوری خود را روی تراشه‌های انویدیا توسعه دهد. بوم! انویدیا عمیق‌تر وارد کسب‌وکارهای مشتریان خود می‌شود. مایکروسافت ریسک وابستگی پیشین خود به اوپن‌ای‌آی را پوشش می‌دهد و ارزش آنتروپیک به ۳۵۰ میلیارد دلار می‌پرد. فقط دو ماه پیش، ارزش آن ۱۸۳ میلیارد دلار بود.

آنتروپیک فراتر از یک بیانیه مطبوعاتی در مورد این معامله اظهارنظر نکرد و خبرنگاران را به ویدئویی ارجاع داد که در آن سه مدیرعامل معامله را توضیح می‌دهند. رؤسای شرکت‌های «هایپر اسکیل» (Hyperscale) از راه دور شرکت می‌کنند. ظاهراً این معاملات آن‌قدر روتین شده‌اند که ارزش زحمت سوار هواپیما شدن برای اعلام حضوری آن‌ها را ندارند. در ویدئو، ساتیا نادلا از مایکروسافت در وسط تصویر ظاهر می‌شود و لبخند می‌زند، درحالی‌که جمله‌ای را بیان می‌کند که شاید شعارِ «توده» باشد: «ما به طور فزاینده‌ای مشتری یکدیگر خواهیم بود.» وقتی او جزئیات را شرح می‌دهد، دیگران سرهایشان را مانند عروسک‌های کله‌لرزان تکان می‌دهند. در سمت چپ، داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک قرار دارد. آنتروپیک برخلاف گوگل، مایکروسافت یا متا، ابر (Cloud) اختصاصی یا جریان درآمدی غیرمرتبط با هوش مصنوعی ندارد، بنابراین اکنون مایکروسافت را به معاملات قبلیِ «سهام در برابر محاسبات» خود با آمازون و گوگل اضافه کرده است. هت‌تریک!

جنسن هوانگ از انویدیا، با آن کاپشن چرمی‌اش، این معامله را «رؤیایی که به حقیقت پیوسته» می‌نامد و توضیح می‌دهد که مدتی است چشم به آنتروپیک داشته و از اینکه این شرکت را به کتابِ قطورِ معاملاتش اضافه می‌کند، هیجان‌زده است. او می‌گوید: «ما در هر بنگاه اقتصادی در هر کشوری حضور داریم. اکنون این شراکتِ سه‌نفره ما را قادر می‌سازد تا هوش مصنوعی و Claude را به هر بنگاه و هر صنعتی در سراسر جهان ببریم.»

جالب اینکه دولت آمریکا آن‌ها را تشویق می‌کند. حتی وقتی صدها میلیارد دلار در میان است، دونالد ترامپ نمی‌پرسد «این چگونه ممکن است به عموم مردم آسیب برساند؟» بلکه بیشتر می‌پرسد «چطور می‌توانم سهمی از آن داشته باشم؟» اکنون، انویدیا اجازه دارد تراشه‌ها را به چین بفروشد و بخشی از سود را به دولت آمریکا برگرداند. سعودی‌ها که بودجه تلاش‌های متعدد هوش مصنوعی در ایالات متحده را تأمین کرده‌اند، توافق کردند که تراشه‌ها را با رعایت محدودیت‌هایی بخرند تا نسخه خودشان از یک «توده هوش مصنوعی» را بسازند. در نهایت، اگر اوضاع برای آن‌ها خوب پیش برود، شرکت‌های سعودی با شرکت‌های آمریکایی رقابت خواهند کرد.

صحبت از خوب پیش رفتن یا نرفتن شد، اگر حباب مالی هوش مصنوعی بترکد یا خالی شود، وجود این «توده» به این معنی است که همه با هم سقوط می‌کنند. همان‌طور که سوندار پیچای، مدیرعامل گوگل، این هفته گفت: «هیچ شرکتی مصون نخواهد بود، از جمله ما.»

همدردی با توسعه‌دهندگان

به‌نوعی نمی‌توان این شرکت‌های بزرگ را سرزنش کرد. آن‌ها احتمالاً ترجیح می‌دادند بدون تبدیل‌شدن به لخته‌هایی در این «توده»، تجارت خود را انجام دهند. اما تعقیب هوش مصنوعی در مقیاس کلان، بزرگ‌تر از آن است که حتی بزرگ‌ترین شرکت‌ها بتوانند به‌تنهایی از عهده آن برآیند. یکی از مدیران اجرایی در یک نهاد کلیدی هوش مصنوعی به من می‌گوید: «فکر نمی‌کنم هیچ‌کدام از ما درک کرده باشیم که قوانین مقیاس‌پذیری چقدر واقعی از آب در می‌آیند و بنابراین این چیزها چقدر توان محاسباتی نیاز خواهند داشت.» در نتیجه، او می‌گوید: «همه ما به شرکت‌های زیرساخت و ساخت‌وساز تبدیل شده‌ایم.» هزینه سرمایه‌ای عظیم برای ساخت مایل‌ها دیتاسنتر، نیازمند شراکت است. این موضوع همچنین شرکت‌هایی را که مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) را آموزش می‌دهند و اداره می‌کنند، در وضعیتی «چندهمسری» با ارائه‌دهندگان خدمات ابری قرار می‌دهد.

پس «توده» را به‌عنوان یک کارتل کلاسیک در نظر نگیرید. به نظر نمی‌رسد دوز و کلکی مانند تبانی قیمت یا اشکال مشابهی از زدوبند در کار باشد. رقابت میان سازندگان LLM شدید است. همین هفته، گوگل مدل جدید و بهبودیافته Gemini خود را عرضه کرد و به نظر می‌رسد حداقل تا زمانی که ChatGPT، Claude یا Grok به‌روزرسانی شوند، پیشتاز بماند. انگیزه‌های انویدیا نیز قابل‌درک است: این شرکت به‌شدت می‌خواهد از کالایی‌شدن اجتناب کند و قفل‌کردن مشتریان کاملاً عقلانی است.

بااین‌حال، اتفاقات این هفته را در نظر بگیرید که برخی از «ایلومیناتی‌های هوش مصنوعی» در رویدادهای کاخ سفید گرد هم آمدند تا به محمد بن سلمان، ولیعهد بی‌رحم سعودی که نقش «پدرخوانده پول‌دار» دنیای هوش مصنوعی را بازی می‌کند، ادای احترام کنند. آیا آن رهبران برای این نمایش و سایر نمایش‌های تحت رهبری ترامپ به واشنگتن می‌روند تا نماینده شرکت‌های خود باشند؟ البته. اما آن‌ها همچنین به‌عنوان اعضای اصلی و منشوردارِ «توده» در آنجا حضور می‌یابند.

Wired

روتیتر را وارد کنید.

داده؛ قلب تپنده تصمیم‌سازی‌های بانکی آینده

شرایط و امکانات نهادهای مالی در سال گذشته یکی از موضوعات اصلی بسیاری از نشست‌های اقتصادی و نشریات تخصصی بود. زوال ارزهای فیات از یک سو و دستاوردهای پی‌درپی حاصل از هوش مصنوعی از سوی دیگر ما را به پرسیدن این سوال وا میدارد که قرار است امسال شاهد ظهور چه روندهایی در عرصه مالی باشیم؟ نهادهای مالی کشور ما با چه شتابی با این روندها همراه هستند و تا چه میزان دستخوش تغییر خواهند شد.

عصر تراکنش در گفت‌وگویی با مدیران و متخصصان حوزه مالی به این مباحث پرداخت و در ادامه بخشی از این پاسخ مدیرعامل داتا به سوال این نشریه را می‌خوانید. یکی از پرسش‌های اصلی این بود که کدام روندها در سال ۱۴۰۴ تعیین‌کننده‌تر خواهند بود.

علی گلزاده، مدیرعامل شرکت داتا، بر این باور است که باتوجه‌به رشد فین‌تک‌ها، تغییر رفتار مالی مشتریان و افزایش رقابت در صنعت بانکی، به نظر می‌رسد که تصمیم‌گیری‌های داده‌محور در این صنعت نقش پررنگ‌تری پیدا کند. این رویکرد می‌تواند تأثیر بسزایی بر خدمات و سرویس‌های بانکی بگذارد.*

او در پاسخ به خبرنگار تأکید می‌کند که به طور خاص، حوزه‌هایی مانند تسهیلات و بهبود تجربه مشتری بیش‌ازپیش به سمت تصمیم‌گیری مبتنی بر داده حرکت خواهند کرد. در حال حاضر، این روند آغاز شده اما هنوز در مراحل ابتدایی و کم‌رنگ است. پیش‌بینی می‌شود که در سال آینده، این جریان شتاب بیشتری بگیرد. به‌عنوان نمونه، ارائه خدمات مدیریت مالی شخصی (PFM) که تاکنون عمدتاً در حوزه سرمایه‌گذاری و کارگزاری‌ها مورداستفاده قرار می‌گرفت، احتمالاً به‌تدریج وارد صنعت بانکی شود. در این مسیر، بانک‌های کوچک که از چابکی بیشتری برخوردارند، پیش‌گام خواهند بود. همچنین، این ابزارها می‌توانند با بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوش مصنوعی، خدمات و پیشنهادهای مالی شخصی‌سازی‌شده‌ای را به مشتریان ارائه دهند.

مدیرعامل داتا در پاسخ به سوالی در مورد ترندهای مالی در سال 1404 بیان کرد: یکی دیگر از حوزه‌هایی که تحت‌تأثیر استفاده از داده‌های مالی تحول خواهد یافت، اعتبارسنجی هوشمند است. سرویس‌های آنلاین ارائه‌دهنده تسهیلات در حال حاضر با نرخ نکول بالاتری نسبت به روش‌های سنتی مواجه‌اند. این مسئله نیازمند به‌کارگیری موتورهای اعتبارسنجی قدرتمند و روش‌های تحلیلی پیشرفته است تا بتوانند رفتار مالی افراد را با دقت بیشتری ارزیابی کنند و متناسب با آن، تسهیلات شخصی‌سازی‌شده ارائه دهند.

دیدگاه گلزاده که در بهار 1404 منتشر شد، نشان می‌دهد که آینده صنعت بانکی ایران، بیش از هر زمان دیگری، به توان تحلیل و بهره‌گیری از داده وابسته خواهد بود. وی در پایان اشاره کرد: از سوی دیگر، حوزه‌هایی مانند مبارزه با تقلب، کشف تخلفات مالی، قمار و پول‌شویی نیز که تاکنون عمدتاً بر اساس قوانین ثابت و مشخص مدیریت می‌شدند، به تدریج به سمت استفاده از الگوریتم‌های داده‌کاوی و هوش مصنوعی حرکت خواهند کرد. این تحول می‌تواند به کاهش ریسک‌های صنعت بانکی و افزایش دقت در شناسایی موارد تخلف کمک کند.

* این متن بخشی بود از گزارش «چه تحولاتی در راه است؟» که در شماره 94 عصر تراکنش منتشر شد.

روتیتر را وارد کنید.

آیا هوش مصنوعی می‌تواند بازار آینده را پیش‌بینی کند؟

اگر یک مدل فقط داده‌های رفتاری را ببیند، بخشی از تصویر را از دست می‌دهد؛ اگر فقط داده‌های زمینه‌ای را ببیند نیز همین‌طور. اما وقتی این دو دنیا کنار هم قرار می‌گیرند، چه اتفاقی می‌افتد؟ برای یافتن پاسخ، سراغ یکی از تازه‌ترین پژوهش‌های علمی رفتیم؛ پژوهشی که هرچند درباره بازار فارکس است، اما یک حقیقت مهم برای ما دارد؛ حقیقتی که مستقیماً در کاربردهای بانکی نیز معنا پیدا می‌کند: ترکیب درست داده‌های ناهمگن می‌تواند دقت پیش‌بینی و کیفیت تصمیم‌سازی را چندبرابر کند.

مقاله جدیدی که نوامبر ۲۰۲۵ با عنوان «افزایش دقت پیش‌بینی فارکس: تأثیر مجموعه‌های متغیر هیبریدی» منتشر شده، دقیقاً همین هدف را دارد. در ادامه بررسی می‌کنیم که این سیستم چطور کار می‌کند و چرا ممکن است آینده الگوریتم‌های پیش‌بینی باشد.

سیستم معاملاتی شناختی (CATS): ترکیب دو نگاه به بازار

نویسندگان مقاله (وان کینگ و خوزه آمیگو) ادعا می‌کنند که نگاه تک‌بعدی به بازار (فقط قیمت یا فقط اخبار) کافی نیست. آن‌ها سیستمی طراحی کرده‌اند با نام Cognitive Algorithmic Trading Systems (CATS) که با استفاده از شبکه‌های عصبی LSTM، داده‌های رفتاری (قیمت و اندیکاتورها) را در کنار داده‌های زمینه‌ای (شاخص‌های اقتصادی)  به یک ساختار تحلیلی واحد تبدیل می‌کند.

شبکه‌های عصبی معمولی حافظه کوتاهی دارند. یعنی داده فعلی را می‌بینند و قبلی را فراموش می‌کنند. اما LSTM مثل تریدری است که یادش می‌آید «هفته پیش که نرخ بیکاری بالا رفت و RSI اشباع بود، قیمت پایین آمد». این حافظه برای سری‌های زمانی (مثل نمودار بورس) حیاتی است.

مسئله اول: چطور حمایت و مقاومت را به کامپیوتر فهماندند؟

تریدرها به‌صورت بصری قله‌ها و دره‌ها را روی چارت می‌بینند و خط می‌کشند. اما کامپیوتر چشم ندارد. این مقاله از روش پنجره‌بندی (Window Segmentation) استفاده کرده است:

  • ۲۰۰ روز گذشته بازار را به ۱۰ پنجره ۲۰ روزه تقسیم کردند.
  • در هر پنجره، ماکزیمم و مینیمم قیمت و آخرین قیمت را استخراج کردند.
  • سپس این نقاط را مرتب می‌کنند تا «نواحی» مهمی که قیمت قبلاً به آنها واکنش نشان داده را پیدا کنند. این یعنی شبیه‌سازی ریاضیِ کاری که چشم انسان انجام می‌دهد.

مسئله دوم: تشخیص واگرایی با ریاضی

واگرایی یکی از قوی‌ترین سیگنال‌های بازگشتی است. این الگوریتم با محاسبه شیب خطوط روند بین قله‌های قیمت و قله‌های اندیکاتور، واگرایی را می‌فهمد. اگر شیب قیمت مثبت باشد؛ ولی شیب اندیکاتور منفی، سیستم می‌گوید واگرایی نزولی داریم. این تبدیلِ یک مفهوم شهودی به عدد دقیق، خوراک اصلی LSTM است.

آزمایشگاهی برای ۱۰ مدل

نویسندگان برای اینکه بفهمند واقعاً کدام داده مهم‌تر است، ۱۰ مدل مختلف از مدل ۰ تا مدل ۹ را طراحی کردند:

  • مدل ۰ (پایه): فقط قیمت را می‌بیند.
  • مدل‌های میانی: فقط تکنیکال یا فقط فاندامنتال.
  • مدل ۹ (پیشرفته): ترکیبی از همه داده‌ها (تکنیکال، فاندامنتال، فیبوناچی، واگرایی، سطوح)

نتیجه مقاله نشان می‌دهد که اضافه‌کردن داده‌های فاندامنتال به مدل‌های تکنیکال، دقت پیش‌بینی را به شکل معناداری افزایش می‌دهد. در واقع، هوش مصنوعی وقتی «علت» (داده اقتصادی) را در کنار اثر آن (تکنیکال) می‌بیند، تصمیمات بسیار پخته‌تری می‌گیرد.

تا اینجا نگاهی کلی به سیستم معاملاتی شناختی (CATS) معرفی شده در مقاله «افزایش دقت پیش‌بینی فارکس» انداختیم. در ادامه، بخش‌های کلیدی و پیچیده این مقاله را باز می‌کنیم: از نحوه حل مشکل «ناهمگونی داده‌ها» گرفته تا فرمول‌بندی ریاضی واگرایی‌ها و مدیریت پوزیشن.

راهکاری برای مهندسی داده‌های ناهمگون

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در ساخت هوش مصنوعی پیش‌بینی بازار، ترکیب داده‌هایی با سن متفاوت است. داده‌های تکنیکال (قیمت) سریع و لحظه‌ای هستند، اما داده‌های فاندامنتال (مثل نرخ بیکاری) ماهانه یا فصلی منتشر می‌شوند. چطور این دو را به خورد یک شبکه عصبی بدهیم؟

نویسندگان از مجموعه‌ای شامل ۱۶ متغیر کلان اقتصادی استفاده کرده‌اند (۸ متغیر برای آمریکا و ۸ تا برای حوزه یورو). لیست این متغیرها شامل موارد سنگینی مثل:

  • تولید ناخالص داخلی (GDP)
  • نرخ بیکاری
  • نرخ بهره فدرال رزرو و بانک مرکزی اروپا
  • شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI)

ازآنجاکه این داده‌ها با تأخیر منتشر می‌شوند (Lag)، سیستم از روش «تکرار مقدار آخر» (Forward Filling) استفاده می‌کند. یعنی اگر نرخ بیکاری امروز اعلام شود، شبکه عصبی این عدد را برای تمام کندل‌های ۴ ساعته یا روزانه تکرار می‌کند تا زمانی که عدد جدید منتشر شود. همین یک متغیر ساده «سنِ داده» باعث شد مدل بفهمد اطلاعات تازه چه زمانی مهم‌تر است و قدیمی‌ها چه زمانی ارزششان کم می‌شود.

ریاضیات پشت پرده: تبدیل «واگرایی» به فرمول

تشخیص واگرایی (Divergence) برای انسان راحت است؛ اما برای کامپیوتر کابوس است. نویسندگان برای حل این مشکل از رگرسیون خطی استفاده کرده‌اند.

سیستم روی دو سری داده تمرکز می‌کند: ۱. قیمت و ۲. اسیلاتور  برای هر پنجره زمانی، شیب خط روند محاسبه می‌شود: شیب خط روند قیمت و شیب خط روند اسیلاتور.  در این حالت اگر قیمت صعودی و اندیکاتور نزولی باشد واگرایی نزولی است. ولی اگر قیمت نزولی و اندیکاتور صعودی باشد واگرایی صعودی است.

این روش باعث می‌شود مفاهیم انتزاعی تکنیکال به اعداد دقیق ریاضی تبدیل شوند که خوراک اصلی شبکه‌های LSTM است.

معماری شبکه: چرا LSTM؟

در دنیای واقعی، اثر یک اتفاق همیشه همان لحظه پدیدار نمی‌شود؛ در بازارهای مالی هم همین‌طور است. این سیستم از یک شبکه LSTM (Long Short-Term Memory) استاندارد استفاده می‌کند. اما چرا ترنسفورمر نه؟ مقاله استدلال می‌کند که LSTMها در مدیریت «وابستگی‌های زمانی» (Temporal Dependencies) در سری‌های زمانی مالی که نویز زیادی دارند، بسیار کارآمد و پایدار هستند. پیکربندی مدل این‌طور تشریح شده است:

ورودی‌ها نرمال‌سازی می‌شوند تا اعداد بزرگ GDP، اعداد کوچک قیمت را نبلعند. پنجره‌های زمانی به مدل اجازه می‌دهند الگوهای تاریخی را با وضعیت فعلی مقایسه کند. خروجی مدل صرفاً «قیمت آینده» نیست، بلکه جهت حرکت را پیش‌بینی می‌کند تا پیشنهاد خرید یا فروش تولید شود.

سناریوهای معاملاتی: خروجی ثابت یا شناور؟

پیش‌بینی قیمت یک چیز است، اقدام روی آن چیزی دیگر. این مقاله دو سناریوی شبیه‌سازی را اجرا کرده است: افق زمانی ثابت و مدیریت پویای پوزیشن. در افق زمانی ثابت، سیستم وارد معامله می‌شود و دقیقاً بعد از تعداد n کندل، خارج می‌شود. این مدل برای سنجش قدرت پیش‌بینی خالص هوش مصنوعی عالی است؛ ولی در دنیای واقعی کاربرد کمی دارد چون سودها را محدود می‌کند.

سناریوی دوم همان‌طور که گفتیم مدیریت پوزیشن پویا است. اینجا سیستم هوشمند می‌شود. سیستم از حد ضرر و حد سود استفاده می‌کند، اما نه به‌صورت تصادفی. حد ضرر بر اساس نوسان بازار یا سطوح حمایت/مقاومت محاسبه‌شده تعیین می‌شود. اگر هم جهت پیش‌بینیِ مدل تغییر کند (مثلاً از صعودی به نزولی)، پوزیشن فوراً بسته می‌شود، حتی اگر به حد سود نرسیده باشد.

نتیجه تست‌ها ازاین‌قرار است. مدل ۹ که هیبریدی کامل بود، در سناریوی پویا، عملکردی بسیار بهتر از مدل‌های ساده داشت و توانست در بازارهای رنج (درجا) هم ضررها را کنترل کند.

گفتنی است که در این پژوهش برای به حداکثر رساندن شرایط واقعی، حتی هزینه تراکنش نیز لحاظ شده است. نتایج نشان داد که مدل‌های صرفاً تکنیکال (که سیگنال‌های زیادی تولید می‌کنند) وقتی هزینه تراکنش کسر می‌شود، سوددهی‌شان به‌شدت افت می‌کند. اما مدل‌های هیبریدی (تکنیکال و فاندامنتال) چون سیگنال‌های کمتر اما دقیق‌تری می‌دهند، زیر بار هزینه‌های تراکنش کمر خم نمی‌کنند.

نتیجه‌گیری و سخن پایانی

در مقایسه نهایی بین ۱۰ مدل مختلف، مدل ۹ که ترکیبی از همه متغیرها بود، بالاترین نسبت شارپ و نسبت سورتینو را ثبت کرد.

این مقاله اثبات می‌کند که اگر معماری درستی داشته باشید «اطلاعات بیشتر» لزوماً به معنی «نویز بیشتر» نیست. هوش مصنوعی توانسته است شکاف بین تحلیل فاندامنتال (که کند و استراتژیک است) و تحلیل تکنیکال (که سریع و تاکتیکی است) را پر کند.

به زبان دیگر اگر می‌خواهیم به سمت سیستم‌های تصمیم‌ساز نسل جدید حرکت کنیم؛ سیستم‌هایی که در بانکداری به آن‌ها نیاز داریم، باید بتوانیم داده‌های ناهمگن را کنار هم بیاوریم، تازگی و ریتم داده را به مدل بفهمانیم، معماری‌هایی انتخاب کنیم که حافظهٔ بلندمدت رفتار را درک کنند و مهم‌تر از همه، خروجی پیش‌بینی را تبدیل به «رفتار تصمیم‌دار» کنیم.

منبع: [Arxiv:2511.16657 – King & Amigo, 2025]

چالش‌ها و راهکارهای اشتراک‌گذاری محصولات داده‌محور

روتیتر را وارد کنید.

چالش‌ها و راهکارهای اشتراک‌گذاری محصولات داده‌محور

لیلا نظری، مدیر توسعه کسب‌وکار داتا

تولید و توسعه محصولات و سرویس‌های مبتنی بر داده در سال‌های اخیر در ایران، با رشد چشمگیری همراه بوده است و با سرعت قابل‌توجهی به سمت آینده حرکت می‌کند، اگر چالش‌های مرتبط با توسعه‌پذیری فنی این محصولات را کنار بگذاریم، موضوع اشتراک‌گذاری خروجی‌های محصولات داده‌محور که در نهایت چرخه توسعه این دست محصولات رو کامل می‌کند، چالش بزرگی است که به‌شدت در فضای اکوسیستم داده‌ای کشور درک می‌شود.

باوجود تلاش‌های فراوان در طراحی مدل‌ها و الگوریتم‌های تحلیلی، اغلب این محصولات پشت درهای بسته باقی می‌مانند و به سرویس‌های قابل‌استفاده برای سایر بازیگران اکوسیستم تبدیل نمی‌شوند. دلیل پیچیدگی موضوع اشتراک‌گذاری خروجی محصولات مبتنی بر تحلیل داده در کشور ما رو می‌توان به ۴ دسته موضوعی زیر تقسیم کرد:

1.       مالکیت‌گرایی بر تحلیل

سازمان‌ها حتی در مواردی که خروجی یک مدل تحلیلی قابلیت استفاده گسترده در صنایع مختلف را دارد آن را به چشم یک دارایی محرمانه درون‌سازمانی می‌بینند و این نگاه محافظه‌کارانه ناشی از نگرانی آنها درباره افشای مزیت رقابتی است.

2.     ابهام حقوقی در اشتراک تحلیل و سرویس

نحوه تعریف مسئولیت حقوقی خروجی‌های مدل‌های تحلیلی در تعامل با داده‌های سازمان‌های دیگر، در خلأ قانونی قرار دارد. نبود چارچوب‌های شفاف در حوزه مالکیت فکری، مسئولیت‌پذیری و حقوق مصرف‌کننده باعث شده است تا تمایل به اشتراک به حداقل ممکن برسد.

3.    فقدان مدل درآمدی پایدار برای محصولات تحلیلی

بسیاری از شرکت‌ها نسبت به درآمدزایی از یک مدل یا API تردید دارند. نبود تجربه‌های موفق در این حوزه، باعث می‌شود مدیران نسبت به سرمایه‌گذاری روی محصول‌سازی داده‌محور مردد بمانند.

4.      بی‌اعتمادی بین سازمان‌ها در همکاری داده‌ای

تعامل بین سازمانی در حوزه داده، نیازمند فرهنگ شفاف‌سازی، استانداردسازی و پایبندی به SLA است؛ مؤلفه‌هایی که هنوز در فضای کسب‌وکار ایران به بلوغ نرسیده‌اند.

چه باید کرد؟

برای ‌آنکه مدل‌های تحلیلی از ابزارهایی صرفاً درون‌سازمانی به سرویس‌های قابل اشتراک و قابل‌فروش در سطح اکوسیستم تبدیل شوند باید اقداماتی در سطوح مختلف انجام شود:

اگر در جایگاه تصمیم‌گیران یا تصمیم‌سازان توسعه کسب‌و‌کار سازمان هستیم، اقدامات زیر را در برنامه داشته باشیم:

  • تمرکز بر ایجاد هاب‌های تخصصی محصولات داده‌محور
  • آموزش و توانمندسازی تیم‌های محصول و حقوقی سازمان‌ برای ساخت سرویس‌های داده‌محور B2B
  • طراحی و ترویج مدل‌های کسب‌وکاری پایدار مثل پرداخت به‌ازای مصرف (pay-per-use) و اشتراک (subscription)  برای سرویس‌های تحلیلی
  • ایجاد فرهنگ‌سازمانی اشتراک‌مدار

اگر در جایگاه قانون‌گذار یا سیاست‌گذاران بالادستی هستیم، اقدامات زیر را در قالب سیاست‌های کلان در برنامه‌های خود قرار دهیم:

  • تدوین استانداردهای فنی و حقوقی برای API ها، مدل‌های تحلیلی و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی متناسب با سرعت نیاز و رشد کسب‌و‌کارهای این حوزه
  • حمایت از شکل‌گیری نهادهای میانی و شتاب‌دهنده‌های تخصصی در حوزه داده و هوش مصنوعی
  • ایجاد سازوکارهای تنظیم‌گری پویا و انطباق‌پذیر
  • توسعه زیرساخت‌های داده‌ای و محاسباتی ملی

در دنیای امروز، توانایی استخراج داده یک مهارت پایه است. آنچه تمایز ایجاد می‌کند، قدرت ساختن، بسته‌بندی و به‌اشتراک‌گذاری تحلیل‌ها و مدل‌های هوشمند در قالب سرویس‌هایی مقیاس‌پذیر است. اکوسیستم دیجیتال ایران، برای رسیدن به مرحله بهره‌وری از تحلیل نیاز دارد که از درون‌گرایی داده‌ای عبور کرده و به سمت مشارکت‌درساخت زیرساخت‌های تحلیل اشتراکی حرکت کند. این زیرساخت‌ها با ایجاد امکان تبادل داده‌ها، الگوریتم‌ها و سرویس‌های هوشمند میان بازیگران مختلف، زمینه همکاری و هم‌افزایی در اکوسیستم را فراهم می‌آورند.


این یادداشت در رسانه راه پرداخت منتشر شده است.


هنر اجرای موفق سامانه‌های داده‎محور؛ تجربه‌ها و درس‌ها

روتیتر را وارد کنید.

هنر اجرای موفق سامانه‌های داده‌‎محور؛ تجربه‌ها و درس‌ها

ریحانه کوثری-مدیر محصول شرکت داتا

طراحی و اجرای سامانه‌های داده‌محور اغلب با شور و اشتیاق فراوان شروع می‌شوند، اما بسیاری از آن‌ها در میانه‌ی راه با مشکلات جدی روبه‌رو می‌شوند یا به نتایج مطلوب نمی‌رسند. آمارها تصویر روشنی ترسیم می‌کنند: به گزارش گارتنر بیش از ۸۵٪ از پروژه‌های کلان‌داده در جهان به اهداف مورد انتظار نمی‌رسند و نزدیک به یک‌سوم پروژه‌های نرم‌افزاری پیش از تکمیل متوقف می‌شوند. این ارقام نه‌تنها یادآور دشواری مسیر هستند، بلکه نشان می‌دهند موفقیت حاصل مجموعه‌ای از انتخاب‌های دقیق، هم‌راستایی با نیاز واقعی کسب‌وکار و پایبندی به اصول مهندسی نرم‌افزار است. تجربه ما در «داتا» می‌گوید که هر پروژه، فراتر از خطوط کد و نمودارهای داده، سفری است میان ایده و واقعیت؛ سفری که در آن مهارت فنی تیم، ارتباط با واقعیت کسب‌وکار و نیاز کارفرما  و آینده‌نگری سه ستون اصلی عبور از مسیر پرچالش موفقیت‌اند.

وقتی اعضای تیم از دانش و تجربه‌ی کافی در زمینه‌هایی مانند تحلیل سیستم، برنامه‌نویسی، یا مدیریت پروژه برخوردار نباشند، تصمیم‌های نادرست اجتناب‌ناپذیر است. این تصمیم‌ها می‌توانند پروژه را به مسیرهای پرهزینه و ناکارآمد هدایت کنند. برای مثال، انتخاب فناوری نامناسب یا نادیده گرفتن اصول مهندسی نرم‌افزار می‌تواند مشکلات بزرگی ایجاد کند. آموزش هدفمند، استخدام افراد باتجربه و استفاده از مشاوران متخصص می‌توانند این شکاف‌های مهارتی را پر کنند. به همین ترتیب، عدم درک دقیق نیازهای کارفرما یا کاربران نهایی می‌تواند محصول نهایی را از انتظارات دور کند. همکاری نزدیک با کارفرما، مستندسازی دقیق نیازها و بازبینی مستمر خروجی‌های موقت می‌توانند از این مشکل جلوگیری کنند.

طراحی نامناسب سامانه نیز یکی دیگر از دلایل اصلی شکست پروژه‌هاست. معماری شلخته یا بدون آینده‌نگری باعث می‌شود سامانه در برابر تغییرات یا افزایش بار کاری شکننده شود و هزینه‌های نگهداری آن در آینده افزایش یابد. طراحی اصولی و ماژولار، توجه به نیازهای آینده و بازبینی طراحی، پیش از پیاده‌سازی می‌توانند به ساخت سامانه‌ای پایدار و قابل توسعه کمک کنند. علاوه بر این، تخمین نادرست زمان پروژه یا فشار برای تحویل زودهنگام می‌تواند کیفیت کار را کاهش و تیم را تحت استرس قرار دهد. استفاده از روش‌های چابک مانند اسکرام یا کانبان، تخمین واقع‌بینانه‌ی منابع و مدیریت شفاف انتظارات کارفرما می‌توانند این فشارها را کاهش دهند.

پیامدهای این مشکلات شامل تأخیر در تحویل پروژه، افزایش هزینه‌ها، کیفیت پایین محصول، نارضایتی کاربران و خستگی و دلسردی تیم است. سامانه‌های ضعیف‌طراحی‌شده نیز در آینده هزینه‌های سنگینی برای اصلاح و نگهداری ایجاد می‌کنند. برای پیشگیری از این مشکلات، باید بر تقویت مهارت‌های تیم، تحلیل دقیق نیازها، طراحی قوی و انعطاف‌پذیر و برنامه‌ریزی واقع‌بینانه تمرکز کرد. آموزش مداوم، همکاری نزدیک با کاربران نهایی، استفاده از معماری‌های استاندارد و مدیریت صحیح زمان و منابع می‌توانند احتمال موفقیت پروژه را به‌طور چشمگیری افزایش دهند.

در نهایت، موفقیت طراحی و اجرای سامانه‌های داده‌محور حاصل انضباط فکری، تصمیم‌گیری آگاهانه و سرمایه‌گذاری هدفمند بر دانش و کیفیت است و به نظارت مستمر، مدیریت دقیق فرآیند اجرا و اتخاذ رویکردی منظم و آینده‌نگر بستگی دارد. با سرمایه‌گذاری در آموزش، تحلیل دقیق، طراحی اصولی و مدیریت واقع‌بینانه، می‌توان نه‌تنها از شکست پروژه‌ها جلوگیری کرد، بلکه محصولاتی باکیفیت تولید کرد که رضایت کاربران را جلب کرده و انگیزه‌ی تیم را حفظ کند. این رویکرد به سازمان‌ها کمک می‌کند تا از منابع خود به بهترین شکل استفاده کنند و پروژه‌هایی پایدار و موفق به سرانجام برسانند. در نهایت، محصولی که با این نگاه ساخته می‌شود نه‌تنها نیاز امروز را پاسخ می‌دهد، بلکه برای تغییرات و فرصت‌های فردا آماده است. این همان جایی است که فناوری و داده، از ابزاری برای اجرا به سرمایه‌ای برای خلق آینده تبدیل می‌شوند.

روتیتر را وارد کنید.

داده؛ قلب تپنده تصمیم‌سازی‌های بانکی آینده

دکتر علی گلزاده در شماره 98 عصر تراکنش

روتیتر را وارد کنید.

می‌خواهیم یکی از سه بازیگر اصلی اقتصاد داده کشور باشیم

علی گل‌زاده، متولد کرمان و مدیرعامل شرکت داتا، مسیر حرفه‌ای خود را از یک استارتاپ خانوادگی در کرمان آغاز کرد و با تجربه‌های متنوع در شرکت‌های نرم‌افزاری، امروز به مدیری تبدیل شده که تغییر فرهنگ داده و هوش مصنوعی در بانک‌ها را به مأموریت خود تبدیل کرده است. در گفت‌وگویی مفصل با گل‌زاده، درباره چشم‌انداز شرکت داتا، پروژه‌های کلان و مسئله‌محور آن، و رویکردش به نوآوری در اکوسیستم بانکی صحبت کردیم. طبق صحبت‌های او، داتا از ابتدا با هدف حل واقعی مشکلات بانک تجارت شکل گرفت و پروژه‌هایی مانند زیرساخت کلان‌داده بانک، مدل‌های اعتبارسنجی مبتنی بر هوش مصنوعی، سامانه هوشمند وصول مطالبات و اجرایی‌کردن حاکمیت داده نمونه‌هایی از تعهد این شرکت به راهکارهای عملی و مسئله‌محور هستند.

گل‌زاده معتقد است هر پروژه هوش مصنوعی باید پاسخی دقیق به یک نیاز واقعی باشد، نه صرفاً ابزاری پرزرق‌وبرق. همین باور باعث شده داتا همیشه مسئله‌محور عمل کند و در مواجهه با چالش‌های جدید، راه‌حل‌هایی خلاقانه و مبتنی بر نیاز واقعی ارائه دهد. در این مصاحبه، گل‌زاده درباره تغییر زبان داده در بانک تجارت، ایجاد اکوسیستم هوش مصنوعی، تدوین سند استراتژیک هوش مصنوعی بانک و چشم‌انداز داتا برای تبدیل‌شدن به یکی از سه شرکت برتر در توسعه اقتصاد داده کشور نیز صحبت می‌کند. او بر اهمیت مسئله‌محوری، تجمیع داده‌های پراکنده و توسعه راهکارهایی که به تصمیم‌گیری و نوآوری واقعی کمک می‌کنند، تأکید ویژه دارد و معتقد است این رویکرد، کلید موفقیت داتا در آینده است. در ادامه گزارشی از این گفت‌وگو را می‌خوانید.

از کرمان تا تهران

علی گل‌زاده، متولد سال ۱۳۶۴ و اهل کرمان است؛ فردی که به دلیل علاقه زیاد به کامپیوتر، در دانشگاه شهید باهنر کرمان وارد رشته مهندسی کامپیوتر شد. او درباره شروع مسیر حرفه‌ای خود این‌طور می‌گوید: «در اوایل دوره لیسانس، در سال ۱۳۸۲ یک شرکت خانوادگی در حوزه فناوری اطلاعات تأسیس کردیم که بیشتر در زمینه آموزش و مشاوره فعالیت می‌کرد. آن زمان در کرمان هیچ شرکت تخصصی در حوزه فناوری اطلاعات وجود نداشت و همین خلأ باعث شد شرکت ما خیلی زود شناخته شود. من هم‌زمان مدیر فنی، عضو هیئت‌مدیره و مدرس شرکت بودم؛ اما از کارهایی که چالش نداشته باشد زود خسته می‌شوم. درنتیجه پس از پایان دوره کارشناسی در سال ۱۳۸۷ به تهران آمدم و در شرکت تولید نرم‌افزارهای مخابراتی شروع به کار کردم. برای اینکه از سربازی معاف شوم، به طور هم‌زمان دوره ارشد نرم‌افزار دانشگاه تهران را نیز آغاز کردم.»

گل‌زاده تعریف می‌کند که در آن زمان قانونی وجود داشت که اگر سه برادر به سربازی بروند، برادر چهارم معاف می‌شود. او باتکیه‌بر همین قانون برای ادامه تحصیل در خارج از کشور برنامه‌ریزی کرده بود، اما با حذف این قانون مجبور به گذراندن سربازی شد: «به طور هم‌زمان دوره‌های زبان می‌گذراندم و پروژه‌های پاره‌وقت انجام می‌دادم. یک پروژه در وزارت امور خارجه تعریف شد که در آن همکاری داشتم و در همان‌جا توانستم امریه بگیرم. من اولین سربازی بودم که وزارت امور خارجه در حوزه فناوری اطلاعات به کار گرفت. دو سال به‌عنوان سرباز امریه روی پروژه‌ای مهم کار کردم، اما آن پروژه به دلیل تغییرات مدیریتی ناتمام ماند.»

پس از پایان سربازی، گل‌زاده به همکاری در وزارت خارجه دعوت می‌شود، اما روحیه چالشی‌اش با کارهای اداری سازگار نبود؛ بنابراین از آنجا بیرون آمد و به شرکت نرم‌افزاری رایورز رفت که به گفته او دومین شرکت بزرگ کشور در حوزه نرم‌افزارهای اداری بود: «در تیمی نرم‌افزاری به‌عنوان برنامه‌نویس مشغول کار شدم و طی شش ماه به جایگاه مدیر فنی ارتقا پیدا کردم؛ اتفاقی که معمولاً پنج تا شش سال طول می‌کشید.»

ورود به شرکت‌های نرم‌افزاری و شکل‌گیری ایده داتا

بعد از مدتی، ارتقا به جایگاه مدیر اتوماسیون و سپس مشاور حوزه نرم‌افزار کل شرکت، تجربه‌های تازه‌ای برای گل‌زاده به همراه داشت. همکاری او با رایورز حدود پنج سال طول کشید تا در نهایت احساس کرد دیگر چالشی برایش باقی نمانده است: «پس از خروج، در شرکت تکنوتجارت مدیر استارتاپ استودیو شدم. آن زمان تازه استارتاپ استودیو را راه‌اندازی کرده بودیم و هر ایده‌ای که از سمت بانک تجارت می‌آمد، تیم‌هایی تشکیل می‌دادیم تا محصول مرتبط را توسعه دهیم. در آنجا سه چهار محصول متناسب با نیاز بانک تجارت ساختیم.»

پس از دو سال مدیریت استارتاپ استودیو، گل‌زاده به‌عنوان معاون نوآوری تکنوتجارت منصوب شد و در اواخر سال ۱۴۰۱، پیشنهاد تشکیل شرکتی جدید با تمرکز بر داده در این بانک مطرح شد:

«باتوجه‌به نیازها و چالش‌های بانک تجارت، تصمیم گرفته شد شرکتی تخصصی در حوزه داده شکل گیرد. گزارش‌های مدیریتی بانک نمی‌توانستند اطلاعات دقیقی برای تصمیم‌گیری ارائه دهند و داده‌ها پراکنده و ناسازگار بودند. به همین دلیل مقدمات تأسیس شرکت داتا در سال ۱۴۰۱ آغاز و از خرداد ۱۴۰۲ فعالیت رسمی‌اش شروع شد. ابتدا در فضایی ۱۵۰ متری شروع کردیم و به‌تدریج تیم را شکل دادیم و اکنون به مجموعه‌ای ۸۰نفره رسیده‌ایم.»

گل‌زاده درباره روحیه چالش‌جوی خود و تنوع فعالیت‌های داتا می‌گوید: «چالش‌های داتا از جنس‌های گوناگونی است؛ از دشواری‌های فنی گرفته تا مدیریت منابع انسانی و ارائه خدمت به اکوسیستم بانکی. همین تنوع و پیچیدگی باعث شده کار در این شرکت برایم جذاب باشد.»

تلاش برای تثبیت جایگاه داتا

شرکت داتا فعالیت خود را به‌عنوان بازوی داده و هوش مصنوعی بانک تجارت با هدف ایجاد زیرساخت‌های تجمیع و تحلیل داده در سال ۱۴۰۲ آغاز کرد. به گفته گل‌زاده، داده‌های بانک تجارت مانند همه سازمان‌های بزرگ در ابتدا پراکندگی زیادی داشت: «وقتی شروع کردیم، شرکت‌هایی به طور جداگانه روی داده‌ها کار می‌کردند؛ بنابراین باید ابتدا خودمان را به بانک ثابت می‌کردیم تا مأموریت‌های رسمی به ما سپرده شود. در کنار آن، جذب نیرو از میان افرادی که سال‌ها در شرکت‌های زیرمجموعه بانک فعالیت کرده بودند، کار دشواری بود؛ چون نسبت به آینده این شرکت اطمینان نداشتند. تا سال ۱۴۰۳ این چالش ادامه داشت، اما از سال ۱۴۰۴ به بعد توانستیم اعتماد بانک را جلب کنیم و امروز هر فعالیتی در حوزه داده و هوش مصنوعی در بانک تجارت، تحت مسئولیت داتا انجام می‌شود.»

ورود جدی بانک تجارت به عرصه هوش مصنوعی

تا اواخر سال ۱۴۰۳، استفاده از هوش مصنوعی در پردازش داده‌های بانکی در کشور چندان رایج نبود؛ اما با تب‌وتابی که در این حوزه شکل‌گرفته و حمایتی که بانک تجارت از آن به عمل آورد، از اوایل سال ۱۴۰۴ به‌کارگیری فناوری هوش مصنوعی در این بانک اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. گل‌زاده با اشاره به این روند می‌گوید: «ترجیح ما این است که هرجا یک محصول یا خدمت در اکوسیستم بانکی کشور وجود دارد، آن را شناسایی کرده و در اختیار بانک قرار دهیم. اما هرجا چنین محصول یا خدمتی پیدا نشود، تیم‌هایی برای توسعه آن می‌سازیم.»

عبور از چالش‌های اولیه و اثبات توانمندی

تا انتهای سال ۱۴۰۳، بزرگ‌ترین چالش داتا اثبات توانمندی خود برای رفع دغدغه‌های یک بانک خوش‌سابقه و در‌عین‌حال تجمیع کل داده‌های بانک در یک شرکت بود. مدیرعامل داتا با بیان این موضوع، درباره مهم‌ترین چالش‌هایی که پشت سر گذاشته‌اند، می‌گوید:

«در دو سال اول، زمان و انرژی زیادی بابت این قضیه گذاشتیم؛ ولی به دلیل حمایت بانک تجارت توانستیم از چالش‌ها به‌سلامت بگذریم. در تمام سال‌های اخیر، شرکت‌های فناور با چالش منابع انسانی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نیروی متخصص و باتجربه در حوزه‌ی داده و هوش مصنوعی خیلی کم‌پیدا می‌شود. امروز اکثر فارغ‌التحصیلان دانشگاه آشنایی اولیه باهوش مصنوعی دارند. عده‌ای برای پایان‌نامه لیسانس، ارشد یا دکترای خودشان باهوش مصنوعی آشنا می‌شوند؛ ولی موقع جذب و به‌کارگیری آن افراد متوجه می‌شویم که دانش آنها عمیق نیست؛ شاید ظاهر الگوریتم و مدل‌های هوش مصنوعی را بشناسند، ولی زیرساخت‌های داده‌ای بزرگ و استاندارد کیفیت و تجمیع آن را نمی‌شناسند. در کل، بازار کار این حوزه داغ است؛ ولی کسانی که کسب‌وکار و داده‌های بانکی را بفهمند، کم هستند و اغلب فارغ‌التحصیلان در این زمینه عمیق نیستند.»

داتا برای نیروهایی که تازه به این شرکت می‌آیند، دوره‌های آموزشی زیربنایی برگزار می‌کند. گل‌زاده می‌گوید: «موقعی که من کار برنامه‌نویسی می‌کردم، بخش عمده‌ای از کار من «کارِ گل» بود؛ ظاهر و رابط کاربری برنامه کار گل به‌حساب می‌آمد؛ اکنون شرایط برعکس شده است. نسل جدید به‌سختی می‌نشیند که کارِ گل را یاد بگیرد و انجام دهد. متخصصان هوش مصنوعی لایه‌های بالای کار را خوب بلد هستند؛ ولی دغدغه‌ی شرکت‌هایی مثل ما را به‌سختی می‌توانند حل کنند. پس مجبوریم افراد قدیمی و باتجربه‌ی این حوزه را جذب کنیم یا آنها را در کنار تازه‌واردهایی بگذاریم که آموزش تخصصی لازم دارند.»

او در ادامه می‌افزاید: «باتوجه‌به جدید بودن حوزه‌ی هوش مصنوعی در ایران و در دنیا و با درنظرگرفتن شرایط اقتصادی و سیاسی کشور، نگهداشت نیروی انسانی متخصص در شرکت‌های فناور به‌سختی انجام می‌شود.»

حرکت مسئله‌محور در مسیر هوش مصنوعی

شرکت داتا به‌صورت هم‌زمان در دو حوزه داده و هوش مصنوعی فعالیت می‌کند؛ اما به گفته گل‌زاده، استراتژی این شرکت در حوزه هوش مصنوعی بر پایه حل مسئله استوار است، نه ساخت خدمات پرزرق‌وبرق بدون ارزش کاربردی. او می‌گوید: «هدف ما این نیست که صرفاً ابزارهای جذاب اما بی‌اثر بسازیم؛ می‌خواهیم محصولات و راهکارهایی خلق کنیم که واقعاً مسئله‌ای از بانک را حل کنند و کارآمدی واقعی به همراه داشته باشند.»

باتوجه‌به این موضوع، شرکت داتا بیشترین تمرکز خود را در حال حاضر بر نیازهای بانک تجارت در حوزه «علوم داده و هوش مصنوعی» گذاشته و درعین‌حال تعامل با نهادهای بیرونی را نیز دنبال می‌کند. مدیرعامل داتا در این باره توضیح می‌دهد: «برای مثال، مجموعه‌ای از دستیارهای هوش مصنوعی را برای بانک تجارت طراحی کرده‌ایم. به‌زودی نیز نخستین دستیار هوش مصنوعی بانک تجارت رونمایی خواهد شد.»

به‌مرور، ایده ایجاد دستیارهای مدیریتی که پاسخگوی نیاز مدیران بانک تجارت باشند و نیز دستیارهایی که توانایی تحلیل قوانین و مقررات بانکی را دارند، موردتوجه مدیران بانک تجارت قرار گرفت. گل‌زاده دراین‌خصوص می‌گوید: «برای تحقق این هدف باید از داده‌های اختصاصی بانک استفاده می‌کردیم که امکان خروج آنها از سیستم وجود نداشت؛ به همین دلیل طی شش ماه گذشته تیم‌های ویژه‌ای برای رفع این نیاز تشکیل داده‌ایم. تلاش ما این است که در برابر هر نیاز جدید، واکنشی چابک و سریع داشته باشیم.»

حاکمیت داده؛ پروژه‌ای بی‌سابقه در ایران

تأسیس شرکت داتا درواقع زمینه‌ساز پروژه‌ی حاکمیت داده در بانک تجارت شده است. گل‌زاده می‌گوید: «ما شروع به سیاست‌گذاری و استخراج فرایندها و قوانین مبتنی بر داده در داخل بانک کرده‌ایم. از لحظه تولید داده در سیستم‌های عملیاتی تا قرارگیری آن در ابزارهای کسب‌وکار، استانداردهای امنیت و کیفیت باید رعایت شود. این کار در بانک تجارت که سامانه‌های زیادی دارد، بسیار پیچیده است. حاکمیت داده در سازمان‌های بزرگ نیازمند ابزارهایی است که در ایران به‌سختی تأمین می‌شوند. مشغول بررسی ابزارهای اوپن سورس هستیم و در صورت عدم موفقیت، به سراغ خرید خارجی خواهیم رفت. اجرای بخشی از استانداردهای کیفی حاکمیت داده تا پایان سال، یکی از تجارب موفق ما خواهد بود که می‌تواند الگویی برای صنایع دیگر نیز باشد.»

ایجاد زیرساخت کلان‌داده برای بانک تجارت

ایجاد زیرساخت کلان‌داده برای بانک تجارت یکی از مهم‌ترین پروژه‌های جاری داتا به شمار می‌رود که هدف آن، دستیابی به دیتای متمرکز و یکپارچه است. گل‌زاده توضیح می‌دهد که در این پروژه، آنها به دنبال تجمیع داده‌های کلیدی از سیستم‌ها و سامانه‌های مختلف بانک تجارت هستند تا زیرساختی قدرتمند برای تحلیل داده‌ها و استفاده از هوش مصنوعی فراهم کنند. این زیرساخت باید بتواند داده‌های حجیم و پیچیده را با سرعت بالا پردازش کرده و پاسخ‌های دقیق ارائه دهد. او می‌گوید: «ما این پروژه را در بانک تجارت شروع کرده‌ایم. از اوایل تأسیس داتا همین موضوع مطرح شد و فرایند کار در داخل بانک آغاز شد. مهم‌ترین فاز پروژه‌ی زیرساخت کلان‌داده بانک تجارت قرار است تا انتهای سال ۱۴۰۴ به ثمر برسد. برای مدیریت کلان‌داده، تأمین زیرساخت سخت‌افزاری مناسب اهمیت زیادی دارد. تأمین سخت‌افزار همیشه سخت بوده و اخیراً خیلی سخت‌تر شده است. تمام سازمان‌هایی که با کلان‌داده و هوش مصنوعی سروکار دارند، همین دغدغه‌ها را پیش روی خود می‌بینند. امیدواریم تا آخر سال تجهیزات سخت‌افزاری مناسبی را تأمین کنیم و برنامه‌هایمان سرعت بیشتری بگیرد.»

توسعه مدل اعتبارسنجی مبتنی بر داده‌های بانک تجارت

در کنار پروژه‌ی کلان‌داده بانک تجارت که تا انتهای سال جاری قرار است به اجرا درآید، پروژه‌ی اعتبارسنجی نیز از سال گذشته با کمک هوش مصنوعی در شرکت داتا آغاز شده است. گل‌زاده در توضیح این پروژه می‌گوید: «یکی از دغدغه‌های بانک تجارت مربوط به اعتبارسنجی تسهیلات آنلاین است. بسیاری از افرادی که تسهیلات می‌گیرند، هیچ رفتار مالی پیشینی در شبکه‌ی بانکی نداشته‌اند و از این بابت رتبه‌ی اعتباری آنها پایین می‌آید. ما نوعی مدل اعتبارسنجی متکی به داده‌های بانک تجارت و رفتار شخص را شکل دادیم. امروز هر فرد از بانک تجارت درخواست تسهیلات و اعتبار کند، امتیاز او باتوجه‌به دیتای بانک محاسبه و احتمال نکول پیش‌بینی می‌شود. حتی نحوه‌ی بازپرداخت اقساط، مبلغ، نوع و شیوه‌ی بازپرداخت را نیز می‌توانیم به او پیشنهاد دهیم.»

شرکت‌هایی که در ایران اعتبارسنجی می‌کنند فقط به دیتای داخلی سازمان خود دسترسی دارند و هیچ مجوز فراتری برای دسترسی به داده‌های غیربانکی یا سازمان‌های دیگر ندارند. مدیرعامل داتا با بیان این موضوع می‌گوید: «از چندین ماه قبل، وزارت اقتصاد دستورالعمل تازه‌ای برای دریافت مجوز تبادل دیتا ارائه کرده است. داتا هم به دنبال اخذ مجوز رفته ولی اجرای این دستورالعمل بلاتکلیف مانده است. اکنون دستورالعمل را داریم ولی آیین‌نامه‌ی اجرایی آن شکل نگرفته است.

اگر این آیین‌نامه بیرون بیاید، یک اتفاق خوب برای تجمیع داده‌های کل کشور در یک سازمان متولی خواهد بود. بدین ترتیب، بخش عمده‌ی داده‌های هر فرد حقیقی می‌تواند در یک جا تجمیع شود. تجمیع دیتای ایرانیان در یک مرجع مشخص، تحولی بزرگ در تحلیل‌های اعتبارسنجی و پیش‌بینی رفتار مشتری خواهد بود. شرکتی مثل داتا هم برای اعتبارسنجی و هم رتبه‌بندی افراد می‌تواند به این دیتا متکی باشد. حاکمیت نیز می‌تواند بر اساس دیتا تصمیم‌های مهمی بگیرد و سیاست‌هایی را بچیند.»

به گفته گل‌زاده، مدل اعتبارسنجی داخلی داتا بر اساس داده‌های بانکی فعال شده است، اما توسعه‌ی آن مستلزم دریافت مجوز اعتبارسنجی دیگری خواهد بود.

هوشمندسازی سامانه وصول مطالبات بانک تجارت

وصول مطالبات در یک بانک بزرگ فرایندی زمان‌بر و پیچیده دارد. گل‌زاده درباره پروژه بزرگی که در این خصوص در بانک تجارت در دستور کار دارند، این‌طور توضیح می‌دهد: «کلیت ماجرا این است که یک نفر تسهیلات می‌گیرد و بازپرداخت نمی‌کند. پیگیری بازپرداخت از شعبه آغاز می‌شود، سپس به منطقه و ستاد بانک می‌رود و در نهایت اگر نتیجه‌ای حاصل نشود، شرکت‌های بیرونی وارد می‌شوند. کل این چرخه تا پیش از ورود داتا، دارای سیستم‌های پراکنده بود که جدا از هم عمل می‌کردند. اولین اقدام ما تجمیع تمام سیستم‌های وصول مطالبات در یک بستر یکپارچه بود. تمام داده‌های تسهیلات بانک که به افراد مختلف داده می‌شود، پشتوانه‌ی سامانه خواهد بود. سامانه‌های داتا داده‌محور هستند؛ یعنی ما سامانه‌های عملیاتی پیاده‌سازی نمی‌کنیم و سامانه‌هایی را توسعه می‌دهیم که ماهیت داده‌محور داشته باشند.»

به گفته‌ی گل‌زاده، برای سامانه‌ی وصول مطالبات، مدل ایرانی موفقی وجود نداشت و نمونه‌های خارجی به دلیل تحریم‌ها قابل‌استفاده نبودند، بنابراین تصمیم گرفتند سیستم بومی طراحی کنند. امروز کل داده‌های تسهیلات بانک تجارت که در چندین سیستم و اپلیکیشن مختلف تولید می‌شود یکپارچه شده و سامانه‌ای منسجم برای آن ساخته شده است: «گام بعدی، هوشمندسازی ارائه تسهیلات و وصول مطالبات است تا افراد با ریسک بالا از روز اول تسهیلات دریافت نکنند و فرایند وصول مطالبات به شکل سیستماتیک و هوشمند انجام شود.»

مسیر سه‌ساله تا تحول در اکوسیستم بانکی

به گفته گل‌زاده، شرکت داتا هم‌اکنون در سال اول اجرای سند راهبردی خود قرار دارد و پیش‌بینی کرده‌اند که تا سال سوم دغدغه‌های بانک تجارت را پاسخگو باشند و درعین‌حال هر محصولی که توسعه می‌یابد، قابل‌ارائه به سایر بخش‌های اکوسیستم مالی و بانکی کشور نیز باشد. او دراین‌خصوص می‌گوید:

«در سال سوم قرار است ۳۰درصد درآمد ما از سایر بخش‌های اکوسیستم بانکی کشور به دست آید. این رقم تا سال پنجم باید بین ۵۰ تا ۶۰درصد باشد. به‌مرورزمان، صنعت مالی و بانکی کشور را بهتر می‌شناسیم و آن دسته محصولات داخلی را توسعه می‌دهیم که هم اکنون در بازار وجود ندارند یا نمی‌توانند دغدغه‌ی بانک‌های بزرگ را برآورده سازند. تیم‌های خود را به نحوی شکل می‌دهیم که تا سال پنجم، حرفی برای گفتن در این اکوسیستم داشته باشیم.»

تغییر زبان داده در بانک تجارت؛ از ارائه محصول تا تحول فرهنگی

در حال حاضر، داتا به‌عنوان بازوی تخصصی داده و هوش مصنوعی بانک تجارت شناخته می‌شود، اما گل‌زاده می‌گوید این جایگاه نه آنها را راضی می‌کند و نه مدیران ارشد بانک را. به گفته‌ی او، صرف ارائه‌ی چند محصول یا خدمت، هدف نهایی داتا نیست؛ بلکه آنها می‌خواهند اتفاقی بزرگ‌تر را رقم بزنند و زبان و ادبیات حاکمیت داده را در بانک تجارت تغییر دهند.

او در توضیح این موضوع می‌گوید: هرگاه بخواهیم فرهنگ‌سازی حوزه‌ی داده و هوش مصنوعی را در بانک جلو ببریم، اولین راهکاری که به ذهنمان می‌رسید، برگزاری دوره‌های آموزشی تخصصی است که همین حالا نیز آغاز شده است. دومین راهکار مهم این بود که بدنه‌ی بانک را با روش‌های رفع نیاز خودشان و دغدغه‌های خودمان همراه کنیم. در این راستا، به کمک هلدینگ فناوری و نوآوری بانک تجارت یعنی تفتا، رویدادی به نام «چالشگران هوش مصنوعی» تعریف کردیم که هدف آن احصای دغدغه‌ها و چالش‌ها از درون بدنه‌ی بانک بود. به‌این‌ترتیب می‌توانستیم همراهی کارکنان بانک را جلب کنیم و دغدغه‌هایی را که پیش‌تر درکی نسبت به آن نداشتیم، برطرف سازیم.

در ابتدا انتظار نداشتیم چنین استقبالی از چالشگران هوش مصنوعی صورت گیرد، اما ایده‌های بسیار خوبی از شعب بانک تجارت و شهرهای مختلف دریافت کردیم. در یک فرایند پنج تا شش‌ماهه، از جذب ایده تا بوت‌کمپ و مراسم اختتامیه، بیش از ۵۵۰ طرح را داوری کردیم و در نهایت به ۱۰ طرح برتر رسیدیم که تا آخر سال اجرایی می‌شوند.»

دستاوردهای رویداد «چالشگران هوش مصنوعی»

رویداد «چالشگران هوش مصنوعی»، نخستین رویدادی بود که نه در دانشگاه‌ها و محافل آکادمیک، بلکه در دل بانک و با مشارکت مستقیم کارمندانش برگزار شد. هدف اصلی‌اش نیز فرهنگ‌سازی، توانمندسازی و مهم‌تر از همه تبدیل دغدغه‌های واقعی بانک به پروژه‌های اجرایی مبتنی بر هوش مصنوعی بود. به گفته گل‌زاده چشم‌انداز چالشگران هوش مصنوعی محدود به بانک تجارت نیست و خروجی این تجربه می‌تواند به محصولاتی تبدیل شود که در سایر بانک‌ها و صنایع دیگر مالی و غیرمالی نیز قابل‌پیاده‌سازی باشد.

او درباره‌ی خروجی این رویداد می‌گوید: «برای هر یک از ۱۰ ایده‌ی برتر، راهنما و منتور تعیین کردیم و در یک بوت‌کمپ دو روزه، سه ایده‌ی نهایی را انتخاب کردیم. این تجربه دستاوردهای زیادی برای ما داشت. این رویداد باعث شد ارتباط مؤثری با شعب و واحدهای مختلف برقرار کنیم و همه، شرکت داتا را بشناسند. ایده‌های خلاقانه‌ای به دستمان رسید که انتظار نداشتیم مطرح شوند. در نهایت، مجموعه‌ای از ایده‌های اجرایی برای پیاده‌سازی در بانک تجارت شکل گرفت. نکته مهم این است که چالشگران هوش مصنوعی نشان داد که تحول دیجیتال در یک سازمان سنتی الزاماً از بالابه‌پایین شکل نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند از دل کارمندان آغاز شود.»

داتا تغییر زبان و ادبیات مدیریت داده در بانک تجارت را رسالت اصلی خود می‌داند. گل‌زاده با بیان این موضوع می‌گوید: «نقشه‌ی راهی که اوایل امسال برای بانک تجارت ترسیم کردیم، زمان‌بندی دوساله‌ای دارد. هدف ما این است که بانک تجارت در بهره‌گیری از خدمات هوش مصنوعی بانکی پیشتاز شود. البته هوشمندسازی کامل فرایندهای یک بانک بزرگ با محصولات و مشتریان زیاد و فرایندهای پیچیده در کوتاه‌مدت ممکن نیست، اما استفاده از خدمات هوش مصنوعی می‌تواند تجربه‌ی مشتری را بهبود بخشد و تنوع خدمات را افزایش دهد. از این منظر، بانک تجارت در مقایسه با هم‌رده‌های خود جایگاه برتری خواهد داشت. شاید بانک‌های کوچک‌تر از نظر فناوری جلوتر باشند، اما تا پایان سال ۱۴۰۵ ان‌شاءالله بانک تجارت به الگویی در میان بانک‌های بزرگ کشور تبدیل خواهد شد.»

شکل‌گیری و تقویت «سفیران هوش مصنوعی» در بانک تجارت

در بانک تجارت، در یک سال گذشته جامعه‌ای کوچک به نام سفیران هوش مصنوعی شکل‌گرفته که پس از رویداد «چالشگران هوش مصنوعی» قرار است توسعه یابد و افراد علاقه‌مند تحت آموزش تخصصی قرار گیرند تا سفیران توانمندسازی حوزه هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف بانک باشند. به باور گل‌زاده، چالشگران هوش مصنوعی فقط یک رویداد نیست و از لحظه‌ی انتشار فراخوان تا پایان رویداد، آموزش و فرهنگ‌سازی در آن استمرار دارد.

او می‌گوید: «چالشگران هوش مصنوعی تنها یک رویداد ایده‌پردازی نبود؛ بلکه اثری عمیق بر فرهنگ‌سازمانی بانک گذاشت. حالا هر کدام از ۵۵۰ شرکت‌کننده‌ی این رویداد می‌توانند سفیر این حوزه در یک بانک بزرگ باشند. بدین ترتیب، جاری‌سازی خدمات هوش مصنوعی در بانک تجارت تسهیل می‌شود. بدون حضور این افراد، مسیر پیش رو دشوار خواهد بود. وقتی یک شرکت بیرونی بخواهد کاری برای بانک انجام دهد، سخت‌تر پذیرفته می‌شود نسبت به افرادی که در بدنه‌ی بانک و معاونت‌ها و بخش‌های مختلف مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین مسیر را طوری جلو می‌بریم که هم آورده‌ای برای سفیران داشته باشد و هم خواسته‌های موردانتظار خودمان تحقق یابد.»

سفیران هوش مصنوعی می‌توانند در فرایند آموزش، پیاده‌سازی ابزارهای هوش مصنوعی، ایده‌پردازی و توسعه‌ی ابزارها نیز مشارکت داشته باشند و اجرای سیاست‌های داتا را از پایین‌به‌بالا دنبال کنند. مدیرعامل داتا دراین‌خصوص می‌گوید: «ما در تصمیم‌گیری‌های بالابه‌پایین دغدغه‌ی چندانی نداریم. هرچقدر مدیران کلان از سیاست‌های خود حمایت و پشتیبانی کنند، سریع‌تر به بدنه منتقل می‌شود. همراهی بدنه از پایین‌به‌بالا باعث می‌شود درگیری‌های روزمره، تحولات نوین را به حاشیه نفرستد. این روش می‌تواند الگویی موفق برای سازمان‌هایی باشد که در نهادینه‌سازی نوآوری سازمانی موفق نبوده‌اند.»

تدوین سند استراتژیک هوش مصنوعی بانک تجارت

شرکت داتا مسئول تدوین نقشه راه هوش مصنوعی بانک تجارت است و به همین خاطر در ابتدای سال ۱۴۰۴، نقشه راه آغازین هوش مصنوعی را ارائه داد تا ادبیات خود را با بانک تجارت همسو کند. گل‌زاده می‌گوید که بر اساس آن سند، چند پروژه تعریف و آغاز شده است. برای ایجاد انسجام بیشتر و تبدیل برنامه‌ی دوساله به یک برنامه‌ی پنج‌ساله، آنها تدوین سند استراتژیک هوش مصنوعی را آغاز کرده‌اند؛ سندی که استراتژی‌های کلان بانک را در کنار نقشه راه زیربنایی و روشنی قرار می‌دهد. او در توضیح این سند می‌گوید: «امیدواریم این نقشه طی دو ماه آینده به بانک ارائه شود. در هیچ بانک دیگری هم نشنیده‌ایم که سند استراتژی کلان هوش مصنوعی تهیه شود. این تجربه در ایران جدید است. ما برای تدوین سند، هم مشاورانی از درون بانک و هم تعدادی از بیرون را به همکاری دعوت کرده‌ایم.»

هوشمندسازی واحدهای داتا با ابزارهای هوش مصنوعی

سیاست دیگری که از ابتدای سال جاری در داتا دنبال شده، مجهز کردن تمام واحدهای شرکت به ابزارهای هوش مصنوعی است؛ حتی واحدهایی مانند منابع انسانی و روابط‌عمومی که ارتباط مستقیمی با هوش مصنوعی ندارند. گل‌زاده درباره لزوم این اقدام می‌گوید: «اگر بخواهیم به هوشمند شدن دیگر شرکت‌ها کمک کنیم، باید ابتدا خودمان مجهز به خدمات هوش مصنوعی باشیم. در برنامه شش‌ماهه دوم ۱۴۰۴، پیش‌بینی کرده‌ایم که درصدی از کارهای هر تیم از طریق هوش مصنوعی انجام شود. هنگام تدوین بودجه‌ی سال آینده نیز باید مشخص شود چه درصدی از نیازهای نیروی انسانی هر بخش از طریق هوش مصنوعی حل می‌شود. هر کاری که هوش مصنوعی قادر به انجام آن باشد، استخدام نیروی انسانی برای آن تأیید نمی‌شود.

در ایران، تاکنون در حوزه‌های کسب‌وکار مانند منابع انسانی، پشتیبانی و امور مالی، توسعه ابزارهای هوش مصنوعی جدی دنبال نشده است؛ بنابراین در ابتدای کار، هوش مصنوعی در حد R&D و آموزش در شرکت استفاده می‌شود. امیدواریم تا پایان سال ۱۴۰۴، درصدی از فعالیت هر واحد بر بستر هوش مصنوعی انجام شود تا آثار فناوری هوش مصنوعی در کل شرکت دیده شود و تجربه سازمانی خوبی به دست آید. معتقدم وقتی می‌خواهیم تغییر در یک بانک بزرگ ایجاد کنیم، باید تغییر از شرکت خودمان آغاز شود.»

گل‌زاده همچنین به رشد نیروی انسانی داتا اشاره می‌کند: «تعداد نیروهای داتا از اسفند ۱۴۰۳ تا مهر ۱۴۰۴ دوبرابر شده است. هوش مصنوعی باعث کاهش تعداد نیروها نمی‌شود اما سرعت استخدام را کاهش می‌دهد. به‌ویژه در بخش‌های ستادی، سعی داریم با حداقل منابع انسانی موردنیاز و حداکثر بازدهی فعالیت کنیم.»

بومی‌سازی هوش مصنوعی؛ واقعیت یا شعار؟

بسیاری از بانک‌ها به دنبال بومی‌سازی مدل‌های هوش مصنوعی هستند؛ ولی آیا ایران به مرحله‌ای رسیده که حرف از مدل‌های بومی هوش مصنوعی بزند؟ گل‌زاده در پاسخ به این پرسش توضیح می‌دهد: «هر جا اسم هوش مصنوعی بیاید، همه به فکر چت‌بات و LLM می‌افتند، درحالی‌که اقتضای صنعت، غیر از این است. بر اساس آمار دانشگاه MIT، از میان کل پروژه‌هایی که در دنیا در حوزه‌ی هوش مصنوعی تعریف شده، ۹۵درصد در حد پایلوت مانده و هرگز به اجرا درنیامده‌اند. علت اجرایی‌نشدن پروژه‌های هوش مصنوعی در دنیا نه موانع قانون‌گذاری است و نه کمبود زیرساخت‌های فنی، بلکه ضعف در تشخیص نیاز صنعت و انطباق با آن است. البته عدم دسترسی به کلان‌داده نیز مزید بر علت می‌شود.

هرجا که مسئله‌محور کار نکنند، به موفقیت نمی‌رسند. در ایران نیز همه‌جا باب شده که یک سری چت‌بات بالا بیاورند و اسمش را هوش مصنوعی بگذارند. البته در صنعت بانکی نیاز زیادی به چت‌بات داریم، اما در سایر صنایع، بیشترین دغدغه مربوط به تأمین «داده» است. به نظر من، آن اندازه که در فناوری‌های مختلف از دنیا عقب‌مانده‌ایم، در حوزه‌ی هوش مصنوعی عقب‌ماندگی کمتری داریم؛ چراکه در دنیا هم این‌طور نیست که کارهای خیلی عجیبی در حوزه‌ی هوش مصنوعی اتفاق افتاده باشد، ولی فاصله‌ی ما نسبت به دنیا هر روز بیشتر می‌شود.»

بسیاری از صنایع جهان هنوز به‌طورجدی به سمت بهره‌گیری از هوش مصنوعی نرفته‌اند. هرجا صحبت از نوآوری می‌شود، شرکت‌ها ناگزیر باید هزینه‌ای برای آزمون‌وخطا بپردازند. گل‌زاده دراین‌باره می‌گوید: «این‌که ۹۵ درصد پروژه‌های هوش مصنوعی در دنیا هرگز به مرحله‌ی اجرا نرسیده‌اند، درواقع فرصتی برای ایران است؛ چراکه هنوز فضای رشد و تجربه در این حوزه بسیار باز است. باید حوزه‌ی داده و هوش مصنوعی را یک اقیانوس آبی دانست که ظرفیت کار برای همه وجود دارد. با‌این‌حال، مشکل اصلی این است که دسترسی به داده در بیشتر سازمان‌ها محدود است و هر اقدام مؤثری باید در درون همان سازمان انجام شود. اگر سیاستی کلان و منسجم در این زمینه تدوین شود، شرکت‌های فعال در حوزه‌ی داده و هوش مصنوعی که امروز پروژه‌های کوچکی در بیرون از سازمان‌ها دارند، می‌توانند با سرعت بیشتری رشد کنند و به بازیگران بزرگ این عرصه تبدیل شوند.»

به باور او، بانک‌ها ازآنجاکه همواره پیشتاز حوزه‌ی فناوری بوده‌اند، در زمینه‌ی بهره‌گیری از هوش مصنوعی نیز پیشگام خواهند بود: «با ظهور هوش مصنوعی به مفهوم جدیدی که در دو سه سال اخیر شناخته‌ایم، همه به تکاپو افتاده‌اند که داده و زیرساخت موردنیاز هوش مصنوعی را تأمین کنند. این را باید یک اتفاق خوب دانست. به نظر من، نه فقط مشکلات اقتصاد دیجیتال، بلکه اگر بخواهیم مشکلات کلان اقتصاد کشور را حل کنیم، یکی از موانع جدی سر راه ما کمبود «داده» است. این موضوع، نه متولی مشخصی در کشور دارد، نه هیچ سیاست روشن و شفافی! در حوزه‌ی هوش مصنوعی هم معاونت علمی به دنبال ایجاد یک سری دستیار رفته و آن را کار تحقیقاتی تلقی کرده و به چند دانشگاه سپرده که به نظرم خروجی ملموسی نخواهد داشت.»

«داده»، رکن مغفول اقتصاد دیجیتال

به باور گل‌زاده، «داده» رکن اصلی اقتصاد دیجیتال است که همواره در ایران مغفول مانده است. او دراین‌خصوص می‌گوید: «همه‌جا از اقتصاد دیجیتال حرف می‌زنیم، اما در حوزه‌ی داده، نه در سازمان‌ها، نه در شرکت‌های خصوصی و نه در سطح سیاست‌گذاری کلان، توجه جدی نشان نمی‌دهیم. اگر شرکت‌های فناوری‌محوری مثل دیجی‌کالا و اسنپ را نادیده بگیریم، شرکت‌های سنتی هیچ رویکرد و سیاست‌گذاری مشخصی در زمینه‌ی داده ندارند. تا وقتی که در حوزه‌ی هوش مصنوعی فقط کارهای نمایشی انجام دهیم، هیچ اتفاق مهمی نمی‌افتد و صرفاً به اقدامات ظاهری بسنده می‌کنیم. «اقتصاد داده» ذیل «اقتصاد دیجیتال» تعریف می‌شود، اما در عمل هیچ جا به آن پرداخته نمی‌شود. این یکی از ارکان مهم تحول است که اگر برایش چاره‌ای اندیشیده نشود، هیچ کار جدی در عرصه‌ی اقتصاد دیجیتال یا هوش مصنوعی پیش نخواهد رفت.»

طبق توضیحات مدیرعامل داتا، اقتصاد داده شامل چهار بخش می‌شود: زیرساخت داده، تحلیل داده، محصولات داده‌ای و خدمات داده‌ای. به گفته‌ی او، داتا باید به یکی از بازیگران مهم اقتصاد داده در ایران تبدیل شود که بر پایه‌ی همین چهار محور فعالیت کند: «طی پنج سال آینده، اگر بخواهیم اتفاق مهمی بیفتد، باید هر چهار بخش را در شرکت داتا توسعه دهیم. در حال حاضر نیز روی هر چهار حوزه کار می‌کنیم؛ اما با موانعی مواجهیم؛ مثلاً نیاز به زیرساخت سخت‌افزاری داریم، داده‌ی کافی موجود نیست و حمایت و سیاست‌گذاری بالادستی نیز اهمیت زیادی دارد. در داتا تلاش می‌کنیم در هر چهار حوزه از بازیگران اصلی باشیم. اگر این حمایت‌ها تداوم یابد، خودمان را در پنج سال آینده یکی از سه شرکت اصلی در عرصه‌ی اقتصاد داده می‌دانیم.»

برگ برنده در تحلیل داده نهفته است

تا پیش از تحولات چند سال اخیر در حوزه‌ی هوش مصنوعی، هر جا صحبت از داده به میان می‌آمد، آن را موضوعی جانبی در صنایع بزرگ کشور از جمله بانکداری و امور مالی می‌دانستند. اما در سال‌های اخیر، بسیاری از سازمان‌ها به سمت برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری داده‌محور حرکت کرده‌اند.

به گفته‌ی گل‌زاده، باوجود این پیشرفت، دو نکته‌ی اساسی همچنان مغفول مانده است: «اول این‌که داده‌ی خام به‌تنهایی ارزش چندانی ندارد و برگ برنده در تحلیل داده نهفته است؛ دوم این‌که اهمیت تحلیل‌ها صرفاً در تصمیم‌گیری نیست، بلکه در نوآوری و خلق محصولات و کسب‌وکارهای جدید نیز نقشی کلیدی دارد. تنها در این صورت می‌توان گفت سازمان‌ها واقعاً داده‌محور شده‌اند. تصمیم‌گیری مبتنی بر داده فقط یکی از چهار کاربرد اصلی هوش مصنوعی است. در دنیا شرکت‌های فناوری‌محور از داده برای تعریف کسب‌وکارهای جدید استفاده می‌کنند و شرکت‌های بزرگ ایرانی نیز در همین مسیر قرار گرفته‌اند؛ هرچند صنعت بانکی ما هنوز تا نقطه‌ی ایدئال فاصله دارد.»

تجمیع و مدیریت داده‌های سه میلیارد رکورد روزانه

داتا در حال حاضر دیتای سه میلیارد رکورد روزانه بانک تجارت را جمع‌آوری می‌کند و هر شش ساعت گزارش‌های کامل را در داشبورد مدیران بانک قرار می‌دهد. مدیرعامل داتا درباره مهم‌ترین برنامه‌های سال جاری این شرکت می‌گوید: «اخیراً کُر بانک تجارت تغییر کرده و تعداد تراکنش‌ها روبه‌افزایش است. تا پایان سال ۱۴۰۴ با تأمین زیرساخت موردنظر باید تمام داده‌های فعالیت‌ها در یک زیرساخت منسجم تجمیع شود. پروژه‌ی کلان‌داده، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های ماست که تا پایان سال ۱۴۰۴ راه می‌افتد. داتا همچنین قصد دارد اشتراک‌گذاری امتیاز اعتباری بین بانک تجارت و چند سازمان بزرگ کشور را آغاز کند و سامانه هوشمند وصول مطالبات کشور را به مرحله‌ی نهایی برساند.»

داتا تا پایان سال جاری، توسعه‌ی دو دستیار هوش مصنوعی را نیز به‌صورت مسئله‌محور دنبال می‌کند. گل‌زاده در‌این‌باره می‌گوید: «یکی از دستیارها برای تحلیل قوانین و دستورالعمل‌ها طراحی شده است. هر روز دستورالعمل‌های تازه‌ای از وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی به بانک می‌رسد و گاهی خودِ بانک دستورالعمل جدید ارائه می‌دهد. کارشناسان ستاد و صف باید این دستورالعمل‌ها را بررسی کنند و به ذهن بسپارند، اما نکات جزئی گاهی از دستشان درمی‌رود. ما تمام قوانین را در یک جا یکپارچه کرده‌ایم تا کاربران بتوانند به‌صورت صوتی یا متنی سؤال کنند و پاسخ دریافت کنند.»

دستیار دوم مربوط به حوزه‌ی هوش تجاری (BI) است. گل‌زاده توضیح می‌دهد: «ابزارهای BI وقتی به سطح کلان مدیریت می‌رسند، مدیران فرصت خواندن تمام جزئیات را ندارند و حتی اگر بخوانند، ممکن است کاملاً متوجه نشوند. بنابراین دستیار هوش مصنوعی BI، این امکان را فراهم می‌کند که مدیران هر گزارشی را به‌صورت سؤال مطرح کنند، دستیار query مربوطه را ایجاد کرده و روی دیتابیس اجرا کند و نتیجه را ارائه دهد. این فرایند پیچیده است و حتی در سطح جهانی تازگی دارد؛ امیدواریم تا پایان سال نسخه‌ی اول آن آماده شود. تأکید می‌کنم که دستیار هوش مصنوعی باید مسئله‌محور باشد تا دغدغه‌های واقعی را پاسخ دهد.»


این گفت‌وگو در مجله شماره 98 عصر تراکنش منتشر شده است.

روتیتر را وارد کنید.

تأسیس دبیرخانه دائمی رویداد «چالشگران هوش مصنوعی بانک تجارت» در داتا

شرکت داتا (داده و اعتبارسنجی تجارت ایرانیان) اعلام کرد در راستای توسعه دانش هوش مصنوعی و ترویج فرهنگ داده‌محور در بانک تجارت، دبیرخانه دائمی رویداد «چالشگران هوش مصنوعی بانک تجارت» را تأسیس می‌کند. به‌گفته روابط‌عمومی داتا، هدف از ایجاد این دبیرخانه آن است که این رویداد از چارچوب یک برنامه مقطعی خارج شده و به جریان مستمر یادگیری، نوآوری و اجرای پروژه‌های هوش مصنوعی در ساختار بانک تبدیل شود.
نخستین دوره این رویداد در تابستان ۱۴۰۴ برگزار شد؛ دوره‌ای که با استقبال بسیار گسترده کارکنان بانک تجارت همراه بود و بیش از ۵۵۰ ایده در محورهای مختلف مرتبط با هوش مصنوعی به دبیرخانه ارسال شد. این ایده‌ها پس از دریافت، وارد یک فرآیند چندمرحله‌ای ارزیابی و توسعه شدند که شامل برگزاری مجموعه‌ای از بوت‌کمپ‌های آموزشی، کارگاه‌های مهارتی کوتاه‌مدت، جلسات منتورشیپ تخصصی و چند مرحله داوری با حضور مدیران ارشد و متخصصان حوزه هوش مصنوعی بود.
در ادامه، تیم‌های منتخب برای ورود به مسیر پیش‌شتاب‌دهی و آماده‌سازی جهت اجرای پروژه‌های عملی در واحدهای مختلف بانک انتخاب شدند. همین ساختار چندلایه سبب شد نخستین دوره «چالشگران هوش مصنوعی» تنها یک مسابقه نباشد، بلکه به نقطه آغاز حرکتی سازمانی برای تقویت فرهنگ داده‌محور و توانمندسازی کارکنان در حوزه هوش مصنوعی تبدیل شود.
اکنون با تأسیس دبیرخانه دائمی، داتا قصد دارد این مسیر را به‌صورت مداوم ادامه دهد و مجموعه‌ای هماهنگ از فعالیت‌های ارتباطی و اجرایی را برای تداوم این جریان نوآوری سازمانی سامان دهد. این دبیرخانه نقش مرکزی در برنامه‌ریزی و برگزاری دوره‌های آینده رویداد، پشتیبانی از تیم‌ها و پروژه‌های منتخب و همچنین توسعه فعالیت‌های محتوایی و ارتباطی مرتبط با هوش مصنوعی خواهد داشت.
داتا تأکید کرده است که ایجاد این دبیرخانه نه تنها گامی در جهت بلوغ بیشتر رویداد «چالشگران هوش مصنوعی» است، بلکه بانک تجارت را نیز در مسیر تثبیت جایگاه خود در اکوسیستم هوش مصنوعی ایران قرار می‌دهد. این مسیر بر پایه آموزش مستمر، مشارکت فعال کارکنان و اجرای پروژه‌های واقعی شکل گرفته و قرار است در سال‌های آینده نیز با قدرت ادامه پیدا کند.

روتیتر را وارد کنید.

گزارش رویداد آموزشی «استراتژی و پیاده‌سازی هوش مصنوعی و عامل‌های هوشمند در بانکداری»

در دهه گذشته، صنعت بانکداری با موجی از فناوری‌های نوظهور روبه‌رو شده که به شکلی عمیق، نظم این صنعت را تغییر داده‌اند؛ از مدل‌های تحلیل ریسک تا نحوه تعامل با مشتری و حتی عملیات روزمره بانکی. میان این تغییرات، هوش مصنوعی جایگاهی متفاوت دارد؛ همین شرایط باعث شد گروهی از رؤسای ادارات بانک تجارت در یک برنامه دو روزه کنار هم جمع شوند تا این تحولات را نه از سطح اخبار، بلکه از زاویه عمل، راهبرد و تجربه بررسی کنند.

در روز نخست، دکتر ویسی با تشریح مفاهیم بنیادین یادگیری ماشین، گونه‌های مختلف AI و جریان‌های جدید مانند هوش مصنوعی زاینده، تصویری جامع و به‌روز از نقش این فناوری در صنعت مالی ارائه کرد. او اصول مدیریت پروژه‌های هوش مصنوعی، شاخص‌های سنجش اثربخشی، و چالش‌های استقرار مدل‌ها در سازمان‌های بزرگ را توضیح داد؛ موضوعی که برای مدیرانی که با پروژه‌های دیجیتال درگیرند کاملاً ملموس بود.

سپس آقای دکتر قادری با مرور تجربه چند بانک داخلی و خارجی، نمونه‌هایی از پیاده‌سازی موفق هوش مصنوعی را تحلیل کرد و نشان داد چه عواملی باعث شده برخی از این پروژه‌ها به نتایج پایدار برسند. وی اثرات اقتصادی هوش مصنوعی بر صنعت بانکداری را از زاویه بهره‌وری، هزینه و مدل‌های کسب‌وکار بررسی کرد و در ادامه چارچوب تدوین استراتژی و نقشه راه AI را تشریح کرد.

اما در روز دوم محور اصلی به Agentic AI اختصاص داشت. این رویکرد که به سرعت در حال تبدیل‌شدن به نسل بعدی سیستم‌های تصمیم‌گیر است، توسط آقای اکباتانی به شکلی کاربردی و موضوعی ارائه شد. او تفاوت عامل‌های هوشمند با سیستم‌های کلاسیک را توضیح داد و کاربردهای آنها را در حوزه‌های کلیدی نشان داد.

این دو روز نشان داد که ورود به حوزه هوش مصنوعی تنها به آشنایی با ابزارها محدود نمی‌شود؛ بلکه نیازمند نوعی بازنگری مدیریتی است. مدیران حاضر در دوره، از طریق بحث‌ها و تمرین‌ها به این جمع‌بندی رسیدند که آینده بانکداری نه صرفاً محصول فناوری، بلکه نتیجه توان سازمان در تعریف مسئله، یادگیری سریع و ساختن نظام تصمیم‌گیری هوشمند است.

این دوره در آبان ماه 1404 به همت داتا برگزار شد و هدف آن این بود که مدیران را به بینشی عمیق‌تر نسبت به ظرفیت‌های هوش مصنوعی در بانک مجهز کند.

روتیتر را وارد کنید.

از یک رویداد تا یک جریان ماندگار؛ روایت مسیح تفرشی از مسیر چالشگران

چالشگران هوش مصنوعی از همان روز اول قرار نبود یک اتفاق گذرا باشد؛ بلکه قرار بود آغازگر رویکردی تازه در بانک تجارت باشد. رویکردی که در آن، کارکنان بانک تجارت نه فقط به سراغ حل مسئله بروند، بلکه نگاه رفتاری و عملیاتی خودشان را در دل راه‌حل‌ها جاری کنند. به همین خاطر، وقتی در روزهای پایانی این دوره با مهندس مسیح تفرشی، مدیرعامل تفتا، گفتگو کردیم، حرف‌های او دقیقاً همان چیزی بود که ماهیت واقعی این جریان را تأیید می‌کرد.

او از نقطه‌ای شروع کرد که شاید مهم‌ترین تفاوت چالشگران با بسیاری از رویدادهای نوآوری کشور است. «ما می‌خواهیم در هوش مصنوعی وارد لایه رفتار شویم.» این یعنی نگاه ما به هوش مصنوعی فقط الگوریتم و مدل و معماری نیست؛ یعنی وقتی کاربر در شعبه روزانه با ده‌ها فرایند دست‌وپنجه نرم می‌کند، همان عملکردهای واقعی است که باید به مسئله و راه‌حل ترجمه شود. همین‌جا بود که از دل شعب بیش از پانصد طرح بالا آمد؛ طرح‌هایی که درد را از نزدیک لمس کرده بودند. به گفته او «راهکاری که کارکنان بانک تجارت در این رویداد ارائه می‌کردند، برای مسئله‌ای بود که خودشان سختی آن را تجربه کرده بودند». چنین طرح‌هایی از تجربه واقعی متولد می‌شوند.

مهندس تفرشی یک نکته دیگر را هم پررنگ کرد؛ اینکه نوآوری باید برای بدنه سازمان دلنشین شود. اگر حس مطبوع مشارکت ایجاد نشود، هر تحولی در حد یک شعار می‌ماند. او معتقد است کمپین‌هایی مثل چالشگران دقیقاً همین حس را به جریان می‌اندازند؛ چون مسیر دارند، مرحله دارند، نقش‌ها مشخص است، افراد درگیر می‌شوند و در طول زمان یاد می‌گیرند. از طراحی سه‌ماهه تیم داتا تا حضور مربی‌ها، داورها، تیم‌ها و تمام حلقه‌هایی که کنار هم یک تجربه کامل ساختند؛ این فرایند نه فقط خروجی تولید می‌کند، بلکه بلوغ می‌سازد.

در نگاه او، سخت بودن این مدل رویداد بخش اجتناب‌ناپذیر ماجراست؛ دوره‌های طولانی انرژی می‌خواهند و صبر. اما درست به همین دلیل اثرشان هم پایدارتر است. او حتی مقایسه‌ای صریح داشت: «رویدادهایی که یک‌روزه برگزار می‌شوند، حتماً ارزش خودشان را دارند، اما رشد عمیق زمانی می‌آید که یک مسیر همراه با یادگیری طراحی شده باشد. امیدوارم این اراده در مجموعه داتا باشد و ادامه بدهند؛ ما همه نوع حمایتی را به‌عنوان هلدینگ تفتا از این روند خواهیم داشت.»

نگاه مدیران بانک تجارت و هلدینگ تفتا در واقع تأکیدی است بر اینکه چالشگران، به‌عنوان یک جریان گفتمان‌ساز بخشی از مسیر تحول دیجیتال بانک تجارت است؛ نه یک تکانه کوتاه‌مدت و اتفاقی مقطعی. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که اگر تحول مبتنی بر هوش مصنوعی بخواهد در سازمان‌های بزرگ پا بگیرد، باید همین ترکیب مشارکت، مسئله‌محوری، فهم رفتار و فرایند تدریجی را داشته باشد.

چالشگران تمام نشده؛ فقط برگ جدیدی از آن ورق خورده است. داستان با تیم‌ها، تجربه‌ها، یادگیری‌ها و پروژه‌هایی که قرار است در بانک تجارت به مرحله اجرا برسند، ادامه دارد. همین تداوم است که چالشگران را از یک رویداد به یک جریان تبدیل می‌کند؛ جریانی که هویت نوآورانه آن هر روز روشن‌تر و اثرش هر روز عمیق‌تر می‌شود.